فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٣٧٢ - ر
رحمت در لغت به معنى رقت قلب و انعطافى است كه مستلزم بخشش و احسان است و به اراده كردن فعل خير و يا توجه به ديگران به قصد تخفيف دردهاى آنان، اطلاق مىشود. يكى از صاحبنظران بين رحمت و رأفت فرق گذاشته و گفته است: رحمت عبارت است از شادى رساندن به ديگران، و رأفت عبارت است از دفع ضرر از ديگران و نيز رحمت عبارت است از ايمان، نعمت، رزق، نصر، فتح، عافيت، مودت، وسع، مغفرت، عصمت و بخشش.
تصور و مفهوم رحمت، نسبت به كمال مطلوبى كه مردم در ذهن خود تصور مىكنند، متفاوت است. اگر اين كمال مطلوب و اين آرمان، مبتنى بر قواى مادى باشد، رحمت امرى پراكنده و پاره پاره است، اما اگر اين آرمان مبتنى بر قواى معنوى باشد، رحمت ثابتتر و گستردهتر است. رحمت تبديل به محبت حقيقى نمىشود، مگر اينكه انسان خود را برادر تمام انسانهاى ديگر بداند.
بعضى اهل نظر گفتهاند رحمت از صفات ذات [خداوند] است، زيرا خداوند در ازل اراده كرده است كه بر بندگان رحم كند. بعضى ديگر آن را از صفات فعل دانستهاند، به اين معنى كه خداوند قادر است به بنده خود هر ثوابى را كه مستحق باشد، بدهد و هر عقوبتى را كه مستحق باشد از او دفع كند. به اين جهت گفتهاند رحمت عبارت است از دفع عقوبت از كسى كه سزاوار آن است.
خداوند رحمان و رحيم است. صفت رحمان بالاترين درجه رحمت است به طورى كه تمام موجودات ما سوا از داشتن آن عاجزاند. [به موجب اين صفت] خداوند به روزى تمام مخلوقات خود توجه دارد. به رزق پرهيزگار، به موجب پرهيزگارى او، نمىافزايد، و از رزق بدكار، به موجب بدكارى او نمىكاهد. اما رحيم به معنى مداراى خاص با مؤمنين است، گناه آنان را به زودى مىبخشد و در آينده بر آنان رحمت مىفرستد. (رجوع كنيد به محبت و احسان).
رد
فارسى/ برگرداندن- تبديل كردن
فرانسه/Reduction
انگليسى/Reduction
لاتين/Reductio
رد كردن شىء يعنى بردن آن از صفتى به صفت ديگر و نيز رد كردن چيزى به چيزى يعنى بازگرداندن اين به آن.
در اصطلاح رياضىدانان و منطقيان رد عبارت است از تبديل بعضى از موضوعات فكر به موضوع ديگرى كه معادل آن باشد. مثل تبديل كسرها به يك مخرج واحد يا تبديل قياسهاى مربوط به شكل دوم و سوم و چهارم به يكى از ضربهاى شكل اول.
در اصطلاح فيلسوفان، رد عبارت است از بازگرداندن به عناصر مقوم آن و خالى كردن آن از عناصر بيگانه. مثل رد يك روش به اصول آن و رد استدلال به سلسله مشاهدات و رد حكم به تداعى معانى. رد به اين معنى مترادف تحليل است.
در نظر هوسرل، رد عبارت است از ارجاع شىء به حقيقت آن و خالص كردن آن از عناصر زائد. رد به اين معنى بر دو قسم است: ١- رد شىء به ماهيت و حقيقت آن كه عبارت است از موقعيت تفكرى كه ماهيات اشياء را مىنگرد نه ظواهر آنها را. ٢- رد شىء به ظواهر و آن موقعيت تفكرى است كه دادههاى تجربى داخلى و خارجى را صرف پديدار مىداند نه بيش از آن.
اين رد را رد نهايى و استعلائى گويند. زيرا فكر، ضمن اينكه عمل رد و تبديل را پيگيرى مىكند، سرانجام به حقيقتى دست مىيابد كه نمىتواند آن را به شىء ديگرى تبديل كند و آن عبارت است از شعور خالص يا من متعالى.
رد الفعل
فارسى/ بازتاب- واكنش
فرانسه/Reaction
انگليسى/Reaction
١- واكنش به فعلى اطلاق مىشود كه از چيزى تحت تأثير چيز ديگرى صادر مىشود. بنا بر اين واكنش، خود كنش است. جز اينكه جهت فعل دوم ضد جهت فعل اول است.
اگر بگوييم فشار، ايجاد انفجار مىكند، فشار كنش و انفجار واكنش است.
٢- در روانشناسى، واكنش عبارت است از جواب موجود زنده به عامل خارجى. اين عامل خارجى يا امرى مطلق است مانند تأثير گوشت در تراوش آب دهان سگ، يا امرى شرطى است مانند تأثير صداى زنگ در تراوش آب دهان سگ، به موجب اقترانى كه در گذشته اين صدا با خوردن