فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٣٧٠ - ر
زيد براى عمرو كتابى خريد. زيد و عمرو و كتاب حدود اين قضيه است و فعل خريدن رابطه زمانى آنهاست.
اخيرا رابطه را به معنى جماعتى كه به منظور خاصى و در امر مشتركى گرد هم آمدهاند، اطلاق مىكنند. مثلا مىگويند رابطه ادبا، رابطه علما، رابطه مدرسين و ...
قضاياى مرتبطproposition( )Copulatives قضايائى است كه داراى يك محمول و چند موضوع باشد. مثل: خير و شر و نفع و ضرر و گمراهى و هدايت، همه از خدا صادر مىشود؛ يا قضايائى است كه داراى يك موضوع و چند محمول باشد.
مثل: دروغگو صادق و در امان و محترم نيست.
رباعيات
فارسى/ چهار مرحلهاى
لاتين/Quadrivium
اين اصطلاح نزد علماى قرون وسطى به معنى اقسام تحقيقات عالى است كه در دانشكدههاى هنرها يا فلسفه بررسى مىشود و شامل حساب، موسيقى، هندسه و علم سپهر (فلك) است. (رجوع كنيد به ثلاثيات).
ربط و ترابط
فارسى/ پيوستگى
فرانسه/Association
انگليسى/Association
لاتين/Sociatio
ربط عبارت است از ايجاد علاقه بين دو شىء مورد ادراك، به موجب اقتران آنها در ذهن تحت تأثير يك علت.
ترابط عبارت است از تشكل و تقوم بالفعل اين علاقه. اگر ايجاد علاقه و ارتباط بين مدركات، آلى باشد، آن را تداعى افكار مىنامند، اما اگر منطقى باشد آن را تناسق معانى گويند. (رجوع كنيد به تداعى افكار)
(علم) ربوبيت
فارسى/ (عدل) خدايى
فرانسه/Theodicee
انگليسى/Theodicee
رب از اسماء خداوند است. منسوب آن ربى و ربانى و ربوبى است و علم ربوبيت به معنى علمى الهى و يكى از اقسام فلسفه است.
كندى اين لفظ را در رسالهاى به معتصم بالله در فلسفه اولى آورده و فارابى در كتاب جمع بين آراء الحكيمين آن را استعمال كرده و نيز اين لفظ عنوان كتاب معروف اثولوجيا است كه فارابى اشتباها آن را به ارسطو نسبت داده است.
در فلسفه جديد اولين كسى كه لفظ (Theodicee( را استعمال كرد لايب نيتس بود. سپس استعمال آن عموميت يافت. در فرانسه تحت تأثير حوزه التقاطى به يكى از بخشهاى فلسفه كه به روشهاى تعليمات ثانوى [مرحله دوم تعليمات عمومى] افزوده مىگردد، اطلاق مىشد. اين بخش شامل روانشناسى، منطق، اخلاق و خداشناسى است. قرون وسطائيان خداشناسى را الهيات مىناميدند كه به دو قسم طبيعى و عقلى تقسيم مىشد و شامل موضوعات زير است:
اثبات وجود خدا، صفات خداوند، عنايت خداوندى، وجود شر، تقدير انسان، بقاى نفس و اخلاق دينى.
رجاء
فارسى/ اميد
فرانسه/Esperance
انگليسى/Hope
رجاء در لغت به معنى طمع كردن در چيزى است كه دست يافتن بدان ممكن است. اين لفظ مترادف امل است و به هر دو معانى نفى و ايجاب به كار مىرود.
اصطلاحا رجا عبارت است از تعلق دل به حصول محبوبى در آينده (تعريفات جرجانى). گفتهاند رجا عبارت است از توقع خير از كسى كه خير به دست اوست. در نظر غزالى، رجا يكى از مقامات تصوف است كه آنها را احوال مىنامد. (احياء علوم الدين، جزء چهارم).