فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٦٠١ - م
٣- ابن سينا براى معقول سه نحوه وجود تصور كرده است: ١- وجود متكثر آنها در محسوسات (مع الكثرة) ٢- وجود آنها در عقل انسانى (بعد الكثرة) ٣- وجود آنها در عالم معقولات (قبل الكثرة) (رجوع كنيد به عقل).
معقوليت
فارسى/ معقوليت
فرانسه/Intelligibilite
انگليسى/Intelligibility
معقوليت صفت معقول است. اصل معقوليت كلى در اصطلاح فوّيه عبارت است از ايمان به معقوليت همه چيز.
معنى اين معقوليت اين است كه هر چه موجود است مىتوان آن را به قوانين اساسى عقل باز گرداند، خواه مقصود عقل انسانى باشد و خواه عقلى برتر از عقل انسانى. بطورى كه اگر فيلسوف در مورد يكى از اشياء عينى شك كند، در مورد معقوليت آن در درون خود، شك نمىكند. بلكه در مورد قدرت و توانائى خود در درك و شناخت اشياء شك مىكند.
اگر گفته شود شىء داراى معقوليت است، مقصود اين است كه شىء داراى يك صورت عقلى است كه مىتوان بر اساس آن، شىء را تفسير كرد. اصل معقوليت كل، شبيه اصل سبب كافى است كه مورد اعتقاد لايب نيتس بوده است و عبارت است از قول به اينكه: هر چيزى داراى يك سبب كافى است كه وجود آن متوقف بر آن سبب است. به اين معنى كه وجود حقيقى، وجود معقول است يعنى مىتوان آن را به قوانين عقل ارجاع كرد. فرقى نيست بين اينكه بگوييم وجود معقول است، يا معقول موجود است. زيرا در نظريه معقوليت عام، معقول و موجود يك چيز است.
هر چيزى كه چيز ديگرى بالفعل از آن به وجود آيد شىء اول علت شىء دوم و دومى معلول اولى است. ابن سينا گويد: «معلول هر چيزى است كه وجود آن از غير خود باشد، و وجود آن غير، از او نباشد. و اينكه مىگوييم از او نباشد غير از اين است كه بگوييم با او نباشد» (تعريفات و نيز معيار العلم غزالى) زيرا وقتى مىگوييم از وجود او بدين معنى است كه معلول از چيزى به وجود آمده است كه بالفعل موجود است؛ اما وقتى مىگوييم با وجود او، لازم مىآيد كه هر يك از آن دو، وقتى موجود باشد دومى هم موجود باشد و وقتى موجود نباشد دومى هم موجود نباشد. پس وجود علت، وجود معلول، و رفع آن رفع معلول را ايجاب مىكند، اما معلول وقتى موجود باشد لازم مىآيد كه علت آن نيز موجود باشد و وقتى وجود آن رفع گردد بايد بگوييم وجود آن برطرف نمىشود مگر اينكه وجود علت قبلا برطرف شده باشد. پس معنى معلول ملازم معنى علت است و يكى از آنها را جز در مقايسه با ديگرى نمىتوان تعقل كرد. وجود علت مىتواند تحت تأثير بعضى عوامل، بدون معلول تحقق يابد اما تحقق وجود معلول بدون وجود علت محال است و هيچ معلولى وجود ندارد كه بتواند علت خود را به وجود آورد.
خلاصه معلول به معنى اثر و نتيجه است و چيزى است كه از علت معينى به وجود آيد و يكى از طرفين رابطه عليت است.
«معلول پايانى معلولى است كه علت هيچ شيئى نباشد» (تعريفات جرجانى).
معلول
فارسى/ معلول
فرانسه/Effet
انگليسى/Effect
لاتين/Effectus
معنى
فارسى/ معنى
فرانسه/Signification Sens ,Notion
انگليسى/
Deno ting, Import, Notion Signification Sense, meaE
لاتين/Sensus ,Notio
معنى صورت ذهنى است كه لفظ در مقابل آن وضع شده است و به چيزى اطلاق مىشود كه براى شىء قصد شده است، و يا چيزى است كه گفتار يا علامت يا نشانه دالّ بر آن است. دلالت لفظ بر معانى حقيقى و مجازى، دلالت