فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٥٧٥ - م
آن، روحى ناميده مىشود. مثلا مىگويند: حيات آرمانى كه در مقابل حيات محدود زندگى سود و فايده است.
٣- آرمانى چيزى است كه با فكر و تصور ارتباط داشته باشد و به اين معنى فقط به مفاهيم رياضى اطلاق مىشود، زيرا مفاهيم رياضى، صور عقلى كاملى است كه در مقابل اجسام طبيعى قرار دارد.
٤- و نيز آرمانى به چيزى اطلاق مىشود كه منشأ آن ذهن يا قوّه خيال باشد و به اين معنى، آن را خيالى گويند كه در مقابل حقيقى و واقعى است.
مثالى (٢)
فارسى/ اصالت معنوى
فرانسه/Idealiste
انگليسى/Idealist
اصالت معنوى يا پيرو اصالت معنى در مقابل پيرو اصالت واقع است و به فيلسوفى اطلاق مىشود كه در بحث از رابطه فكر با وجود عينى، اصالت معنى را روش خود قرار مىدهد.
در علم اخلاق، اصالت معنوى كسى است كه در طريق آرمانهاى عالى و دور از جهان واقع زندگى مىكند تا فكر خود را متوجه جهان آرمان گرداند.
اصالت معنوى (ايدهآليست) بر سبيل ريشخند به كسى اطلاق مىشود كه در عالم خيال و توهم زندگى مىكند.
مثاليت
فارسى/ اصالت معنى
فرانسه/Idealisme
انگليسى/Idealism
الف- معنى فلسفى لفظ بطور عام: اصالت معنى عموما به تمايل فلسفيى اطلاق مىشود كه تمام هستى را، به وسيعترين معنى آن، به فكر باز مىگرداند. اين نظريه به اين معنى در مقابل اصالت واقع قرار دارد كه معتقد است وجودى مستقل از فكر هست.
اصالت معنى، به ترتيبى كه ذكر شد داراى دو صورت است:
يكى اينكه هستى را به فكر شخصى باز مىگرداند و به اصالت ذهن يا اصالت معنى شخصى [و اصالت خودSolipsism [ معروف است. دوم اينكه وجود را بطور كلى، چه شخصى و چه جمعى به فكر باز مىگرداند.
ب- اطلاقات فلسفى خاص اين لفظ: ١- اولين بار لفظ اصالت معنى را فيلسوفان قرن هفدهم، مخصوصا لايب نيتس به كار بردند و آن را در مقابل اصالت ماده قرار دادند. سپس آن را به معنى فلسفه افلاطون استعمال كردند. زيرا وى معتقد به وجود مثلى بود كه نمونه و اصل و صورت موجودات عالم طبيعت است و داراى وجود مفارق در جهان فوق طبيعت موسوم به عالم معقولات يا عالم مثل است.
اصالت معنى افلاطونى را اصالت معنى وجودى گويند.
٢- در قرن هيجدهم اين اصطلاح به فلسفه بار كلى اطلاق شد، گر چه اين فيلسوف اصطلاح اصالت غير مادى را براى فلسفه خود به كار برده است نه اصالت معنى را. ولف معتقد است كه اصالت غير مادى در مقابل اصالت معنى و اصالت ماده و شكاكيت است و هر سه اين نظريات را باطل مىداند.
٣- كانت اصطلاح اصالت معنى تجربى را به نظريه كسانى اطلاق كرده است كه معتقدند وجود اشياء در مكان خارج از ذهن امرى مشكوك است، يا مطلبى است كه نمىتوان آن را اثبات كرد يا باطل و محال است.
بارزترين نوع اصالت معنى تجربى در نظر كانت، اصالت معنى احتمالى و مشكوك دكارت است كه فقط وجود «من» متفكر را كه هيچ شكى در آن راه ندارد، مىپذيرد.
صورت ديگر آن اصالت معنى جازم بار كلى است كه وجود مكان و اشياء مادى متعلق به آن را منكر است.
بدون ترديد نظر كانت در مورد دكارت مطابق واقع نيست. زيرا شك دكارت در مورد وجود جهان خارج شك موقتى است، و آنچه را كانت اصالت معنى احتمالى و مشكوك دكارت خوانده است، در حقيقت به اين قول باز مىگردد كه: شناخت جهان خارج شناخت مستقيم نيست بلكه يك شناخت غير مستقيم متكى بر نظر و استدلال عقلى است. و اين سخن مستلزم انكار وجود عالم خارجى نيست.
قريب به همين مطلب نظريه كندياك است كه مىگويد: در مورد وجود حقايق مادى شكى نيست بلكه در امكان شناخت مستقيم آنها شك است. زيرا در نظر كندياك، اقامه برهان بر اثبات وجود جهان خارج فقط از