فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٣٨٥ - ز
زاهد كسى است كه بهرهمندى از آنچه در دنيا هست را رها كند، يعنى به چيزى از مال دنيا خوش نباشد و از فقدان امور دنيوى اندوهگين نشود و از مال دنيا آن مقدار برگيرد كه او را در اطاعت خداوند يارى كند، و دوام ذكر و مراقبت و تفكر در كار آخرت را براى او ممكن سازد. به اين جهت گفتهاند: زهد ترك راحت دنياست به منظور طلب آخرت. به اين جهت حضرت امام على (ع) فرموده است: هر كه در دنيا زاهد باشد، آخرت براى او آسان مىشود.
بالاترين درجه زهد عبارت است از ترك آنچه جز خداست، از دنيا و بهشت و امور ديگر، زيرا آنچه نصيب صاحب چنين زهدى مىشود رسيدن به خداوند و تقرب به اوست. به اين جهت گفتهاند: زهد عبارت است از ترك آنچه تو را از خدا بازدارد.
در فلسفه جديد، زهد يا فقر به اخلاقى اطلاق مىگردد كه لذات و آلام را به چيزى نمىگيرد و از ارضاى تمايلات و غرايز حيوانى و خواستهاى حسى و طبيعى چشم مىپوشد.
تمام حوزههاى اخلاقى بر اين باوراند كه بايد اراده بر خواستها و انگيزههاى خودبخودى و غير ارادى مسلط باشد.
اما اين سلطه مبدل به زهد يا فقر نمىشود مگر اينكه انسان بر آن پافشارى كند.
بسيار ممكن است كه زهد نتيجه تمايل اخلاقى يا دينى باشد، يا مقصود از آن، دستيابى به كمال ذاتى و اصلى، از طريق ممارست و رياضت روحى باشد.
اگر زهد به حالت افراط برسد و شخص زاهد از احساس دردها لذت ببرد، از راه خود منحرف خواهد شد و به بيمارى روانى مبدل خواهد گرديد.
زواج
فارسى/ همسرى
فرانسه/Mariage
انگليسى/Marriage
همسرى عبارت است از نزديكى شرعى بين مرد و زنى، به قصد تشكيل خانواده تازهاى. در اجتماعات مختلف، شرايط عقد و فسخ و حقيق و مقررات آن متفاوت است.
همسرى يا به صورت تكهمسرى است، يعنى ازدواج يك مرد و يك زن (Monogamic( يا به صورت چند زنى است يعنى ازدواج يك مرد و چند زن (Polygamie( و يا به صورت چند شوهرى است، يعنى ازدواج يك زن و چند مرد (Polyandrie(
بين زن و مرد است و يا بر اساس عقل بنا شده و نتيجه تفكر و انديشه هر يك از زن و مرد در مصلحت كار خويش است.
اما ازدواج صحيح آن است كه متكى بر عقل و عاطفه هر دو، باشد. زيرا اگر ازدواج متكى بر عشق و شرايط مادى و اجتماعى، كه حافظ دوام آن است، نباشد، نمىتواند خانواده را خوشبخت كند. و در اين صورت وسيله اشباع غريزه جنسى قرار نمىگيرد. در حالى كه ازدواج يك قرارداد اجتماعى است كه خانوادهاى را تشكيل مىدهد كه در آن، هر يك از زن و مرد احساس آرامش و اطمينان روحى نمايد. به اين جهت است كه گفتهاند مرد بايد همسر خود را به اندازه خود، دوست داشته باشد، بطورى كه هر دو نفر يك شخص واحد را تشكيل دهند.
شيوه انتخاب همسر يا به اين صورت است كه مرد همسر خود را از ميان قبيله خود برگزيند كه آن را درون همسرى (Endogamie( گويند، و يا اينكه همسر خود را از خارج از قبيله خود برمىگزيند كه آن را برون همسرى (Exogamie(
گويند. نوع اخير در مذهب توتمپرستى (Totemisme( رايج است.
ازدواج از جهت ديگرى بر دو قسم است: ازدواج دينى و ازدواج مدنى. فرق اين دو اين است كه يكى تابع مقررات دينى و ديگرى تابع مقررات مدنى است.
ازدواج يا بر عاطفه بنا شده است و نتيجه دوستى متقابل
زى
فارسى/ نما
فرانسه/Mode
انگليسى/Fashion
زى به معنى هيأت، منظر و لباس است. مثلا مىگويند: فلانى به زىّ عرب پيش آمد؛ يعنى در لباس آنان درآمد. مجازا به مجموع عادات و احوال و آراء متداول در جامعه زى گفته مىشود. مثلا: به زى اروپائيان درآمد. يا مراسمى به زى امريكائيان برپا كرد. و شعرى به زى اهل رمز سرود يا فلانى به زى اهل هوا و هوس درآمد يعنى به شيوه آنان وانمود كرد.
تارد (Tarde( بين نماها (ازياء) و عادات اجتماعى فرق گذاشته است. وى گويد: نماها مبتنى بر تقليد از معاصران است. در حالى كه عادات اجتماعى متكى بر تقليد از پيشينيان است و اين عادات را تقاليد مىنامند.
پايان حرف ز