فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٤٤٧ - ط
طوباويت
فارسى/ ناكجاآباد
فرانسه/Utopie
انگليسى/Utopia
لاتين/Utopia
ناكجاآباد ترجمه اتوپيا يا يوتوپياست كه مركب از دو لفظ يونانى است: يكى «Topos به معنى مكان و ديگرى «ou به معنى «نا». بنا بر اين اتوپيا يعنى آنچه در مكان نيست (ناكجاآباد) و وجود آن خيالى و آرمانى است. اولين كسى كه اين لفظ را به كار برده است توماس مور (Thomas Morus( است كه در كتاب
republicae statu depue nova insula Uto pia DE optimo
اين لفظ را استعمال كرده است. اين كتاب يك شهر خيالى را تصوير مىكند كه داراى يك نظم آرمانى است و اين نظم اسباب خير و سعادت ساكنان شهر را فراهم كرده است. بعد از آن، اين لفظ را به هر كتابى كه يك نظام آرمانى را براى جامعه انسانى تصوير مىكرد اطلاق كردند. از اين قبيل است كتاب شهر آفتاب اثر كامپانلا (١٦٢٣) كتاب اتلانتيس جديد اثر فرانسيس بيكن (١٦٢٧)، كتاب تلماك اثر فنلون (١٦٩٩) و كتاب سفر به ايكاريا اثر كابت.
اين كتاب داراى قصههاى ديگرى است كه ساخت آنها خيالى است.
لفظ ناكجاآباد (يا مدينه فاضله) به آرمانهاى عالى سياسى و اجتماعى نيز اطلاق مىشود، كه تحقق اين جامعههاى آرمانى، چون بر واقعيت متكى نيستند و يا دور از طبيعت انسان و شرايط زندگى او هستند، مشكل بلكه محال است.
از جمله اين آرمانهاى عالى فكر سلامت عام، پيشرفت دائمى، مساوات طبيعى و امثال آن است. با وجود اينكه مشاهده كردهايم كه بسيارى از رؤياهاى شاعران و دانشمندان و فيلسوفان بعد از گذشت مدت زمانى تبديل به واقعيت مىشود، اطلاق لفظ ناكجاآباد بر اين رؤياها بعضى اوقات خالى از اشكال نيست. از اين موارد است اصطلاح روش ناكجاآباد (يا خيالى) كه در مقابل روش علمى است و نظام مردمى خيالى كه نظريه سن سيمون و فوريه است و در مقابل نظام مردمى (كمونيسم) علمى قرار دارد و روح خيالى كه در مقابل روح واقعى است.
طوطميت
فارسى/ توتمپرستى
فرانسه/Totemisme
انگليسى/Totemisme
توتم نزد اقوام امريكائى و استراليائى قديم به حيوان يا نباتى اطلاق مىشد كه مىپنداشتند خود از آن به وجود آمدهاند. و چون هر قبيله مركب از چند قسمت بود، هر قسمت براى خود توتم خاصى داشت. بنا بر اين توتم عنوان هر بخش از قبيله و خدا و حامى آن بود اغلب توتم قبيله يكى از انواع حيوان بود. اما گاهى ممكن بود توتم قبيله رستهاى از يك نوع يا فردى از يك رسته باشد و هر يك از افراد قبايل امريكا و استراليا به شىء معينى علاقه داشت شبيه علاقهاى كه قبيله به توتم خود دارد. اين توتم را توتم شخصى مىناميدند كه آن شخص را در مقابل حوادث حفظ مىكرد.
در بعضى اقوام، زنان قبيله كه متعلق به خانوادههاى قبيله بودند، توتمى جدا از توتم مردان داشتند و آن را توتم جنسى مىناميدند. هر فردى موظف بود توتم خود را همچون شيئى مقدس حفظ كند. اگر حيوان بود مىبايست از ريختن خون او ممانعت كند و اگر گياه بود آن را حفظ مىكردند اگر دخترى به توتم شخص ديگرى علاقه داشت ازدواج اين شخص با آن دختر ممنوع بود زيرا دارندگان توتم مشترك شبيه به گل لاله هستند.
توتمپرستى عبارت است از نظام اجتماعى مبتنى بر اعتقاد به وجود توتم. اين اصطلاح به نظريه فرويد و دوركهيم نيز اطلاق مىشود كه معتقداند توتمپرستى صورت ابتدائى زندگى دينى و اخلاقى و اجتماعى است زيرا شامل تحريم بعضى اشياء و اباحه بعضى ديگر است.
پايان حرف ط