فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢٢٧ - ب- معنى خاص
و مزه آن، تبخير كردن و ذوب كردن است.
تصعيد يا فرازش در نظر فرويد عبارت است از بالا بردن غريزهها و تمايلات پست و تبديل آنها به غريزهها و تمايلات فرازناك (عالى) مانند تبديل ميل جنسى به ذوق هنرى يا تبديل مقاصد غريزى محرك به سوى عمل، به مقاصد اخلاقى و اجتماعى. اين دگرگونى نفسانى متضمن تبديل، تصويب، و ترقى دادن و بالا بردن است. بوفه در كتاب غريزه مبارزه گويد: «مفهوم فرازش به موضوع طب و تربيت نزديكتر است تا به موضوع روانشناسى، زيرا مفهوم آن هميشه متضمن سنجش و ارزيابى است.» در نظر فرويد، فرازش به ارزيابى اخلاقى نزديكتر است و بيش از هر چيز ديگر، به آن دلالت مىكند.
فرق دگرگونى اميال (يا اشتقاق آنها) با فرازش اميال، اين است كه دگرگونى عبارت است از تبديل اميال سركوفته به اميال ديگرى كه در ظاهر مباين آن و در باطن موافق آن است. مانند تبديل طمع به اقتصاد و قناعت و تبديل جوانمردى به كرم و احسان. اما فرازش عبارت است از اينكه انسان اميال خود را تغيير دهد و آنها را ترقى و تعالى دهد مانند تبديل غريزه جنسى به ميل پيروزى يا اشتياق به شعر و نقاشى و موسيقى.
تصلّب
فارسى/ سفتى
فرانسه/Catalepsie
انگليسى/Catalepsy
لاتين/Catalepsis
سفتى يا چوب شدن، نوعى بيمارى است كه تمايز آن به فقدان حركات ارادى، سفت شدن عضلات، ركود انديشهها، افزايش قابليت خوف و ترس، و سرعت فراموشى است. و نيز از عوارض اين بيمارى اين است كه اگر عضلات در وضعيت خاصى قرار گيرد، بدون اينكه درد و رنجى ايجاد كند، آن حالت را حفظ خواهد كرد، و اگر بدن به انجام بعضى حركات برانگيخته شود، اين حالت دوام خواهد يافت.
فرق تصلّب و خمود اين است كه در خمود اگر عضلات وضع طبيعى خود را از دست بدهند، دوباره خودبخود به آن حالت بازمىگردند، در حالى كه تصلب از اين امر ممانعت خواهد كرد. فرق ديگرى نيز در اينجا وجود دارد و آن اينكه خمود تمام بدن را فرا مىگيرد اما تصلب عارض بعضى از اعضاى بدن مىشود.
تصلبى كه خودبخود ايجاد شود، تصلب طبيعى ناميده مىشود، اما تصلبى كه تحت تأثير انگيزههاى خارجى و با زور و فشار ايجاد شود، تصلب مصنوعى ناميده مىشود.
تصنيف
فارسى/ طبقه بندى
فرانسه/Classification
انگليسى/Classification
تصنيف به معنى طبقه بندى كردن و تميز دادن اشياء از يكديگر است. از اين جمله است طبقه بندى كتابها، دانشجويان، گياهان و علوم. پس تصنيف به معنى تقسيم اشياء به اقسام و انواع است، بطورى كه تميز دادن آنها از يكديگر آسان باشد، و يا به معنى تنظيم و ترتيب معانى بر حسب نسبت آنها به يكديگر است، مانند نسبت جنس به نوع يا نسبت كل به جزء و ...
طبقه بندى صحيح مستلزم دو شرط است:
١- اينكه قسم جامع تمام اقسام باشد. ٢- اينكه هر چيزى فقط در يك طبقه جا داده شود.
طبقه بندى بر دو قسم است، مصنوعى و طبيعى طبقه بندى مصنوعى اين است كه اشياء را با توجه به صفات ظاهرى آنها از يكديگر جدا كنند و بر اساس اين صفات، اشياء را در طبقات مختلف قرار دهند. مانند طبقه بندى دانشجويان بر حسب سن و سال و طبقه بندى كتابها بر حسب نام نويسنده. اين طبقه بندى فوايد بسيار دارد. از آن جمله است مرتب كردن اشياء و تشخيص آنها از يكديگر، تسهيل شناخت موقعيت اشياء، و آسان به دست آوردن آنها و غيره.
طبقه بندى طبيعى عبارت است از مرتب كردن اشياء بر اساس شناخت صفات ذاتى و نسب و روابط ضرورى آنها.
مانند طبقه بندى گياهان يا حيوانات بر اساس صفات ذاتى آنها، و يا طبقه بندى علوم بر اساس موضوع آنها. در طبقه بندى طبيعى، بايد تشابه اشياء تحت يك جنس بيش از تشابه اشياء تحت دو جنس باشد، برخلاف طبقه بندى مصنوعى كه در آن