فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢٢٢ - ب- معنى خاص
تربيت از پديدارهاى اجتماعى است كه در رشد و نمو و تحولات خود، تابع چيزى است كه پديدارهاى ديگر اجتماعى تابع آن است. (مجمع اللغة العربيه).
تربيت و وراثت در مقابل يكديگرند. فرق آنها اين است كه تربيت متغير و وراثت ثابت است. پس اگر موجود زنده، گاهى تحت تأثير موجودات ديگر، و گاهى تحت تأثير محيطى كه در آن زندگى مىكند، تغيير يابد، اين امر، مربوط به تربيت است، اما اگر فطره متمايل به صفات نوع خود باشد، اين امر مربوط به وراثت است.
براى تربيت دو روش وجود دارد:
اول اينكه كودكان توسط مربى تربيت شوند، دوم اينكه خود، خود را تربيت كنند. حال اگر تربيت به روش اول انجام شود، عملى است با هدف معين كه در محيط معينى و مطابق با فلسفه معينى اتمام يافته است. اما اگر به روش دوم انجام شود، عمل ذاتى و خودبخودى است كه كودك در آن رها مىشود و مطابق سرشت خود رشد مىكند و تربيت او معلول نشاط و فعاليت ارادى خود اوست. چنين تربيتى كه متكى بر كوششهاى آزادانه و رعايت تفاوتهاى فردى و استعدادهاى شخصى است، تربيت پيشرو ناميده مىشود و با فلسفه ابزارگرايانه ديوئى ارتباط دارد.
فايده: در كتاب زنده بيدار (حىّ بن يقظان) ابن طفيل، به تربيت طبيعى اشارهاى شده است. مانند آنجا كه گفته است: «در اينجا توصيف مىكنيم كه چگونه تربيت يافت و چگونه در احوالش دگرگون شد تا به مرحله بالائى رسيد» و در جاى ديگر: «كودك با شير اين آهو تغذيه كرد، رشد كرد و تربيت يافت.» و در جاى ديگر: حىّ بن يقظان دريافت كه براى خود آغازى نمىيابد و جز آهويى كه او را پرورده است پدر و مادرى ندارد.»
ترتيب (طريقة)
فارسى/ (روش) سامان دادن
فرانسه/Methode d'ordonnance
ترتيب در لغت به معنى قرار دادن شىء در مقام و موقعيت آن است. اصطلاحا ترتيب عبارت است از گردآورى اشياء بسيار در يك نظام واحد، كه از لحاظ تقدم و تأخر در اين نظام با يكديگر نسبت داشته باشند.
ترتيب اخص از تأليف است، زيرا در تأليف اشياء، شرط تقدّم و تأخر ملحوظ نيست، بلكه كافى است اشياء متعددى به نحوى قرار گيرند كه بتوان نام واحدى بر آنها اطلاق كرد. كلاپارد روانشناس، اصطلاح روش ترتيب را در روانشناسى به ملاكى اطلاق مىكند كه بر طبق آن، از شخص مورد آزمايش خواسته مىشود در حضور آزماينده مجموعهاى از اشياء عينى را جمعآورى و طبقه بندى كند و هر گاه دو طبقه از اشياء را مقرون به هم تشخيص داد مىتواند طبق قانون معينى فرق بين آنها را شناسائى كند.
ترتيبى
فارسى/ به سامان
فرانسه/Ordinal
انگليسى/Ordinal
لاتين/Ordinalis
لفظ ترتيبى منسوب به ترتيب است و به نظام اشياء، يا به محلّى كه شىء در اين نظام، از اين جهت كه داراى حدود متعاقب است، اشغال مىكند، اطلاق مىشود. پس عدد ترتيبى (يكم، دوم، سوم ...) در مقابل عدد اصلى (يك، دو، سه ...) است. احتمال ترتيبى نزد برتلو مرادف احتمال فلسفى به اصطلاح كورنو و مقابل احتمال عددى است.
تركيب
فارسى/ آميختن
فرانسه/Synthese
انگليسى/Synthesis
لاتين/Synthesis
تركيب ضد تحليل و عبارت است از آميختن انبوه از اجزاء. وقتى آب از آميختن اكسيژن و هيدروژن به وجود آيد، اين تركيب آزمايشى (تجريبى) و [خارجى] است ١٢ و اگر مبادى و اصول بسيط جمع شود و نتايج مركبى از آنها به وجود آيد، اين تركيب عقلى است. اينكه دكارت گفته است: «كه افكارم را مرتب كنم، از سادهترين امور آغاز كنم و آرام آرام پيش بروم تا به شناخت پيچيدهترين امور موفق شوم، بلكه