فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢٢١ - ب- معنى خاص
لفظ تدرّج ابتدا به معنى سلسله مراتب گروه فرشتگان يا سلسله مراتب عقول آسمانى به كار مىرفته است، بعد از آن، به معنى سلسله مراتب وظايف مختلف كنيسهها اطلاق مىشده است.
در اصطلاح ما تدرج به معنى ترتيب اشخاص يا افكار يا اشيائى است كه مقام يا ارزش آنها با هم متفاوت است و بعضى از آنها تابع بعضى ديگر است. (مجمع اللغة العربيه).
اگر سلسله مراتب، در ميان اشخاص حاكم باشد، دال بر اين است كه بعضى اشخاص، در انجام وظيفه يا موقعيت اجتماعى تابع شخص ديگر است. فارابى گويد: در مدينه فاضله «در امر رياست و خدمت مراتبى وجود دارد كه بر حسب فطرت افراد و تربيت آنها با يكديگر متفاوت است.
و رئيس اول كسى است كه طوايف مختلف را نظم و ترتيب مىدهد و هر فردى در هر يك از طوايف، در مرتبهاى قرار مىگيرد كه رئيس براى او تعيين مىكند و اين مرتبه يا مرتبه خدمت است و يا مرتبه رياست. پس مراتبى وجود دارد كه به مرتبه رئيس نزديك است و مراتبى وجود دارد كه از مرتبه او دور است و مراتبى كه دورتر است. پس مراتبى از رياست وجود دارد كه تدريجا از مرتبه عالى رياست دور مىشود تا به مرتبه خدمت مىرسد كه در آن مرحله، رياست وجود ندارد و پايينتر از آن، مرحلهاى وجود ندارد.» (مدينه فاضله) اگر سلسله مراتب در افكار حاكم باشد، يكى مبدأ و ديگرى نتيجه است و اگر در اشياء حاكم باشد دال بر اين است كه بعضى از آنها متعلق به بعضى ديگر است. چنانكه مىگويند:
سلسله مراتب علوم، سلسله مراتب اشكال نيرو، سلسله مراتب موجودات زنده، سلسله مراتب امور واجب و سلسله مراتب پديدارهاى اجتماعى.
هر سلسله مراتبى در مراتب مختلف اشياء مبتنى بر صفات و ارزشهاى آنهاست نه بر تعداد و مقدار آنها.
تذكّر
فارسى/ يادآورى
فرانسه/Reminiscence
انگليسى/Reminiscence
لاتين/Reminiscentia
تذكّر يا يادآورى در فلسفه افلاطون، عبارت است از روش وصول به معرفت حقيقى. زيرا به نظر افلاطون، نفس [پيش از هبوط در بدن] چون در آسمان قرين خدايان بوده است، به همه چيز علم حضورى داشته است و هنگامى كه به اين جهان فرود آمده آنچه را مىدانسته فراموش كرده است.
پس علم به معنى تذكر، و جهل به معنى فراموشى است.
در نظر ارسطو، يادآورى مقابل ياد (ذكر) است، زيرا ذكر عبارت است از نگه داشتن گذشته در ذهن و بازگرداندن آن به زمان حاضر بطور خودبخود و بىاراده كه حالتى است مشترك بين انسان و حيوان اما يادآورى يا تذكر عبارت است از كاربرد اراده و كوشش فكرى براى بازگرداندن آنچه در ذهن فراموش شده است و فقط در انسان وجود دارد. سخن ابن سينا در اين مورد است كه گفته است: «تذكر كوشش براى بازگرداندن امور فراموش شده است كه فقط در انسان يافت مىشود. ساير حيوانات اگر به يادشان بيايد ياد دارند و اگر به يادشان نيايد، خود به ياد نمىآورند و ياد چيزى به دلشان نمىگذرد بلكه اين شوق و طلب مخصوص انسان است» (شفا)
تربيت
فارسى/ پروردن
فرانسه/Education
انگليسى/Education
لاتين/Educatio
پروردن به معنى رساندن چيزى به حد كمال آن است، و يا چنانكه صاحبنظران جديد گفتهاند، عبارت است از رشد و نمو وظايف نفسانى به وسيله تمرين، بطورى كه شىء تدريجا به حد كمال خود برسد. مثلا در مورد تربيت فرزند، وقتى صفات پسنديده او را تقويت كنيد و امكانات و استعدادهاى او را رشد دهيد و رفتار او را تهذيب كنيد، بطورى كه براى زندگى در محيط معينى مناسب باشد، مىتوان گفت او را پرورش دادهايد. اگر كسى توسط تجارب، شخصيت خود را استحكام بخشد و خويشتن خويش را بسازد، خود را تربيت كرده است. از شرايط تربيت صحيح اين است كه جوانب جسمى و عقلى و اخلاقى كودك رشد و نمو داده شود، به نحوى كه بتواند با طبيعت انس و الفت بگيرد، از خود فرا گذرد و در جهت خوشبختى خود و مردم عمل كند.