فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ١٦٦ - أ
مرحله، آگاهى باز يافته (انتباه المشتقderivee )Attention گويند.
اگر انتباه متوجه يك شىء خارجى باشد، آن را حسى يا محرك گويند. پس انتباه حسى عبارت است از تمركز فعاليت ذهن در اطراف شىء خارجى معين. مانند توجه و دقت يك حيوانشناس، در مورد يك حشره. انتباه محرك عبارت است از تنظيم حركات مطابق با يك شىء خارجى. مانند دقت انسان در انجام حركات و افعال لازم براى كار معينى در خارج، به نحوى كه حركات او مقتضى شرايط لازم براى انجام كار مورد نظر باشد.
اگر آگاهى انسان متوجه احوال درونى خود گردد، آن را آگاهى درونى گويند. مانند تفكر و درون نگرى.
بعضى دانشمندان بر اين عقيدهاند كه آگاهى جز كوشش عضلانى چيزى نيست. زيرا آگاهى حسى به مقصود نمىرسد مگر توسط عضلات حسى كه تابع اراده است. آگاهى عقلى نيز همراه با حركات عضلانى است. مانند دگرگونىهائى كه در عمل تنفس، و گردش خون و اوضاع بدن و غيره مشاهده مىشود. اگر بگويند آگاهى قابل تأويل به اين حركات نيست، چنانكه در رؤيت غير مستقيم و با واسطه [مشاهده مىشود] زيرا در [اين قبيل رؤيتها] آگاهى انسان بدون اينكه با حركت چشم همراه باشد، متوجه شىء جانبى است، در جواب خواهيم گفت: عدم حركت چشم در چنين حالتى، مستلزم كوشش عضلانى است، و كوشش ارادى، به هدف نمىرسد مگر توسط حركت، يا از طريق باز ماندن از حركت.
در هر حال آگاهى ارادى فقط توسط فعاليت ذهنى پيچيدهاى كه حالات پراكنده شعور را اطراف شىء مدرك تمركز دهد، و به صراحت و وضوح آن بيفزايد، تحقق مىيابد.
آگاهى ارادى در حيات عقلانى، مانند تمايلات در حيات انفعالى است. همچنانكه تمايل، دل آدمى را تسخير مىكند و تمام اميال را متوجه شىء واحدى مىكند، آگاهى نيز فعاليت شعور را در نقطه واحدى متمركز مىكند. پس اين آگاهى فعاليتى است مركب از تمام حالات نفس، از قبيل ذاكره، تخيّل و استدلال. اين حالات نفسانى همه در تلاش و كوششاند تا پديده تازهاى را توضيح دهند و آن را با تجارب گذشته و ادراكات پيشين مرتبط سازند.
انتحاء
فارسى/ گرايش
فرانسه/Tropisme
انگليسى/Tropism
انتحاء به معنى قصد چيزى و مايل بودن به آن است.
مقصود از گرايش يا انتحاء در زيستشناسى گرايش موجود زنده به طرفى، تحت تأثير عوامل خارجى است. مانند گرايش ريشههاى گياه به عمق زمين. اين تمايل را گرايش زمينى گويند. و يا حركت اجزاء گياهان، تحت تأثير نور كه آن را گرايش نورى گويند.
و نيز به تمايل حيوان به سوى خاصى، تحت تأثير عوامل فيزيكى- شيميائى، گرايش گويند. اين گرايش ممكن است مثبت يا منفى باشد مثل توجه كردن حيوان به منبع نور يا روگرداندن از آن.
انتخاب
فارسى/ گزينش
فرانسه/Selection
انگليسى/Selection
لاتين/Selectio
انتخاب به معنى گزينش يا خالص كردن چيزى است، به منظور حفظ بقاء افرادى كه كاملترين صفات مورد نظر در آنها باشد، بطور مطلق يا در مقايسه با افراد ديگر انتخاب دو نوع است: ارادى و طبيعى.
گزينش ارادى گزينشى است كه مقصود از آن تحقيق در غايت معيّنى است. در كشاورزى مقصود از گزينش، گزينش بهترين بذرها براى كشاورزى و بهترين حيوانات براى انسان است. در ارائه خدمات مناسب در امور تربيتى و روانى، انتخاب بهترين افراد، براى اجراى بعضى كارها يا انتخاب شايستهترين وظايف براى بعضى افراد به كار مىرود، اين قبيل انتخابها را انتخاب مصنوعى گويند.
انتخاب طبيعى در نظر داروين نتيجه انداموار جدال حياتى است كه به بقاى نوع قوىتر و شايستهتر و ماهرتر، منتهى مىشود. داروين گويد: وقتى در مورد تغييرات عارضى ناچيز، بين افراد تنازع در گيرد، نتيجه آن، حذف تغييرات زيانمند و تثبيت تغييرات سودمند، در بقاى نوع است. معنى اين سخن اين است كه: افرادى كه در حين