فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ١٦٧ - أ
الفت گرفتن با محيط زيست خود، به تغييرات مفيدى دست يافتهاند، از افرادى كه به چنين تغييراتى دست نيافتهاند، براى بقا شايستهتراند. انتخاب طبيعى، همچنانكه افراد صالح را از ميان يك نوع برمىگزيند، انواع صالح را نيز از ميان انواع ديگر برمىگزيند و انواع ضعيف را كه در ميدان مبارزه، امكان نجات ندارند، حذف مىكند. گويى كار طبيعت شبيه كار كسى است كه در كار پرورش حيوانات، كاملترين حيوانات اهلى و قوىترين آنها را براى اصلاح نژاد برمىگزيند. فرق كار طبيعت با كار كسى كه به پرورش حيوانات مشغول است، اين است كه كار طبيعت انداموار و ضرورى است اما در مورد دوم از روى قصد و اراده است.
انتقاد يا نقد
فارسى/ ارزيابى
فرانسه/Critique
انگليسى/Critique ,Criticism
لاتين/Criticus
انتقاد در لغت به معنى تصفيه كردن چيزى از ناخالصىها، بخشيدن چيزى به كسى، آماده تحويل دادن، آماده تحويل گرفتن و نيز نوك زدن پرندگان به چيزى است. و نيز به معنى خالى كردن درون چيزى و چشم دوختن به چيزى به منظور ربودن آن و نشان دادن خوبىها و بدىهاى آن است.
در نظر محدثين، انتقاد به معنى عيب جويى است و شىء مورد انتقاد، حديثى است كه داراى عيب و علتى باشد. در اينجا مقصود از علت، معنى لغوى آن است. حديث مورد انتقاد، يا حديثى است كه راويان آن در اسناد مختلف، كم و زياد و متفاوت باشند، و يا حديثى است كه بعضى اسناد آن تغيير كرده باشد و يا حديثى است كه بعضى از روات آن، بدون اينكه تابع اكثريت روات باشد، به ميل خود چيزى گفته باشند، و يا حديثى است كه بعضى راويان آن ضعيف باشند و يا اين كه بعضى راويان آن معتبر نباشند و يا حديثى است كه در بعضى كلمات و الفاظ متن آن اختلاف وجود داشته باشد. (تهانوى، كشاف) انتقاد در فلسفه داراى چندين معنى است. از آن جمله است:
١- انتقاد به معنى عامّ آن، كه عبارت است از تعيين ارزش چيزى. پس انتقاد شناسائى يعنى تعيين ارزش شناسائى، آيا شناخت [حقيقت] ممكن است، اگر ممكن است، شروط و حدود آن چيست؟ انتقاد عقل محض يعنى تعيين ارزش عقل، از اين لحاظ كه عقل ميزانى است كه امور نظرى با آن سنجيده مىشود، و انتقاد عقل عملى تعيين ارزش عقل است از اين جهت كه عقل ملاك سنجش افعال انسان است. مقصود از انتقاد عقل محض، دستيابى به حقيقت است، و مقصود از انتقاد عقل عملى، شناخت آن چيزى است كه انسان در رفتار خود بايد باشد. اگر مورد انتقاد يك اثر هنرى باشد مقصود از انتقاد تعيين ارزش آن اثر است، كه آيا اين اثر هنرى زيباست؟ چنانكه در زيبائىشناسى اين مسأله مطرح است. اگر مورد انتقاد يك حقيقت عقلى باشد، در اينجا انتقاد عبارت است از نظر كردن در معانى، از اين جهت كه معانى براى اين وضع شده است كه مفهوم اشياء به ذهن ما راه يابد، چنانكه در منطق اين مساله مطرح است.
فكر انتقادى فكرى است كه هر سخنى را تا عيب يابى نكند و عيوب آن را بر طرف نكند و ارزش آن را معلوم نكند، نمىپذيرد. در اين موارد، اگر كسى به مضمون سخن توجه داشته باشد، انتقاد او، انتقاد داخلى است و اگر به اصل و منشأ سخن توجه كند، انتقاد خارجى است. از اين قبيل است: انتقاد تاريخى، انتقاد لفظى، انتقاد ادبى، انتقاد نمايشنامه و موسيقى و غيره.
مقصود از نقد تاريخى يا انتقاد تاريخى تحقيق منظم در منابع تاريخى است براى اينكه حقايق آن معلوم شود. اين منابع عبارت از آثار و مدارك تاريخى است. بعضى از اين آثار معلول نيازى است كه مردم به آنها دارند، مانند كاخها، پرستشگاهها، مدالها، سكهها، پوششها، پيمان نامهها، استوار نامههاى سياسى، دفاتر محاسبات، انواع ابزارها، عهد نامهها، نامهها و غيره. بعضى ديگر از اين منابع به قصد خبر دادن از قرنهاى گذشته به قرنهاى آينده، ايجاد شده است. مانند گزارش حماسهها، داستانها، افسانهها، نقاشىها، كتيبهها و نقشها و تابلوها، مجسمهها، طاقنصرتها، شجره نامهها، شرح حالها، كتابها، گفتگوها، و غيره. مقصود از نقد تاريخى اين است كه اسناد اصيل و صحيح را از غير اصيل تمييز دهند. مورخ نمىتواند به