فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٥٧٢ - م
متعدّى
فارسى/ درگذرنده
فرانسه/Transitive )Action(
انگليسى/Transitive Action
لاتين/Transitiva
متعدى در لغت به معنى تجاوزكننده است. مىگويند فلان چيز به فلان چيز تعدى كرد يعنى تجاوز كرد. در اصطلاح فلسفه تعدى عبارت است از انتقال اثر از مؤثر به چيزى خارج از آن. مثل سوزاندن، بريدن و گرم كردن.
متعدى به اين معنى در مقابل درون پا (كامن) است كه به خارج از خود تعدّى نمىكند بلكه در خود فاعل باقى مىماند. مثل آگاهى، نيّت، اراده و عقل. اينها در درون انسان تكامل و اتمام مىيابند و فى نفسه مؤدى به تغيير شىء در جهان خارج نمىشوند.
بنا بر اين، علت متعدّى، علّتى است كه بايد در موجودى غير از خود، ايجاد اثر كند و در مقابل علت كامن قرار دارد كه در وجود خود ايجاد اثر مىكند، بدون اينكه از قدرت آن بر ايجاد شىء كاسته شده باشد.
لايب نيتس منكر عليت متعدى بين اشياء است و آن را فقط در مورد عليت خداوند پذيرفته است كه از طريق آن، منادها را ابداع مىكند. اسپينوزا عليت متعدى را حتى در مورد خداوند نيز منكر است و عليت خداوند نسبت به جهان را از نوع عليت كامن مىداند نه عليت متعدى. اسپينوزا گويد:
«خداوند علت كامن (درون پا) است نه علت متعدى (درگذرنده).» هر كس قائل به عليت متعدّى براى خداوند باشد لازمه قول او اين است كه معتقد به تعالى خداوند باشد.
متغيّر
فارسى/ دگرگون
فرانسه/Variable
انگليسى/Variable
متغيّر چيزى است كه بتواند دگرگون شود يا بتواند دگرگون كند يا ميل به دگرگونى داشته باشد.
در رياضيات متغيّر، كميت منفصل يا متّصلى است كه بتواند ارزشهاى مختلفى داشته باشد. مثلا دو كميت (س) و (ع) اگر با معادلهاى ارتباط داشته باشند كه در آن، هر يك از ارزشهاى كميت اول موسوم به متغير مستقل با يكى از ارزشهاى كميت دوم موسوم به متغير نسبى، انطباق داشته باشد، دو كميّت متغيّر ناميده مىشوند. در اين حال گفته مىشود: كميت دوم دال بر اولى يا تابع آن است.
در منطق متغير عبارت از حد نامعيّنى است كه از اين جهت كه داراى ارزشهاى متفاوتى است، مىتوان آن را با حدود معين ديگرى عوض كرد.
تغيّر عبارت است از انتقال از حالى به حالى و جمع آن تغيّرات است. مىگويند: تغيرات حرارت، يا تغيّرات سياسى. تغيرات تدريجى، در نظريات مربوط به تحول و تطور، در مقابل تغييرات دفعى و ناگهانى است. (رجوع كنيد به تغيير و تحول).
متقدّم
فارسى/ پيشتر
فرانسه/Anterieur
انگليسى/Anterior
متقدم يعنى چيزى كه پيشتر از ديگران است و نزد فلاسفه بر دو قسم است: منطقى و زمانى. متقدم منطقى چيزى است كه مبدأ يا مقدمه يا شرط يكى از قضايا باشد.
متقدم زمانى چيزى است كه در زمان مقدم بر ديگران باشد.
متقدم مترادف اول است. (رجوع كنيد به اول، تقدم).
متميّز
فارسى/ جدا
فرانسه/Distinct
انگليسى/Distinct
لاتين/Distinctus
تميّز به معنى جدا بودن از ديگران و نيز به معنى انفصال اشياء يا افكار، در نوع يا در تعداد، از يكديگر است. (رجوع كنيد به تمييز).
متميّز به معنى شىء يا فكرى است كه آميخته به اشياء يا