فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢٦٠ - ب- معنى خاص
اين است كه بعضى انسانها نويسندهاند.
و نيز تناقض عبارت است از جمع اجزاء متنافر در يك تصور يا در يك قضيه. مثل دايره مربع يا نور تاريك.
تناقض ممكن است صريح باشد مانند تناقضى كه توسط دو قضيه متناقض از آن تعبير مىشود و ممكن است مضمر باشد مانند تناقض فرضى بين يك قضيه آشكار و نتايج آن يا بين قضيه و مقدمات پنهان آن. اگر موضوعى توسط صفتى كه نقيض تعريف آن است توصيف شود، تناقض را تناقض در صفت گويند مثل دايره مربع.
تناقض در لفظ عبارت است از تناقض بين اجزاء قضيه واحد، به نحوى كه محمول نافى موضوع باشد مثل: ظلم عدل است.
در اصطلاح اصوليان تناقض عبارت است از تقابل دو دليل متساوى به نحوى كه نتوان هر دو را قبول كرد. اين گونه تناقض را تعارض يا معارضه گويند.
دو شىء نقيض عبارت است دو چيزى است كه با هم اختلاف ذاتى داشته باشند، به نحوى كه تحقق هر يك از آنها مستلزم نفى ديگرى باشد و نقيض هر چيزى رفع آن است و مقصود از نفى مفهومى است كه با كلمه «نا» يا «غير» تعبير مىشود. مثل انسان و ناانسان.
اصل تناقض اصلى است كه به موجب آن شىء واحد نمىتواند در آن واحد حق و باطل باشد. اين اصل، يكى از فروع اصل اين همانى است. يعنى اصلى كه بنا بر آن، هر چيزى همان است.
بنا بر اين، تناقض در مقابل معقوليت است. زيرا شرط عقل اين است كه با خود متحد باشد؛ حال اگر عقل گاهى در تناقض افتد، در نتيجه به امورى مشغول مىشود كه آن را از ياد آنچه قبلا بدان معتقد بوده است، بازمىدارد و اگر دو حكم متناقضى را كه در دو زمان مختلف تصديق كرده است، جمع كند، يكى از آنها اثبات و ديگرى را ابطال خواهد كرد. به اين جهت گفتهاند: زمان علت وقوع تناقض است و تنها وسيله پرهيز از تناقض، تحليل است.
تناهى (نظريه)
فارسى/ كرانمندى (نظريه)
فرانسه/Finitisme
انگليسى/Finitism
كرانه داشتن يا متناهى بودن شىء، اين است كه به پايان خود برسد. متنبى گفته است: سكون زيبائى در حركاتش متناهى است. تناهى صفت هر چيز متناهى است.
نظريه تناهى يا كرانمندى عبارت است از قول به اينكه: در جهان چيزى نيست كه بالفعل نامتناهى باشد بلكه هر چه هست محدود و تابع قانون شمارش است. اين اشياء متناهى را اشياء محدود مىنامند. اگر گفته شود كه عقل مىتواند در رياضيات، نامتناهى را تصور كند، هواداران نظريه تناهى خواهند گفت موجود در اذهان غير از موجود در اعيان است.
و نيز نظريه تناهى به نظريه كسانى اطلاق مىشود كه معتقداند ابعاد جهان متناهى است. بورل گويد: «نمىتوان با قوانين رياضى دليلى براى اثبات يا عدم تناهى جهان اقامه كرد.»
تنبيه
فارسى/ برانگيختگى- انگيزش
فرانسه/Excitation
انگليسى/Excitation
لاتين/Excitatio
تنبيه يا انگيزش در علم وظايف الاعضا، عبارت است از تأثير در اعصاب حسى توأم با جريان عمل يك پديدار؛ و يا عبارت است از ايجاد دگرگونى در كار و وظيفه اعضاى بدن كه در شبكهها يا بافتها يا اعضاى بدن انجام مىگيرد.
در روانشناسى به معنى برانگيختن بعضى افعال يا احساسات و عواطف، يا افزايش فعاليت ذهنى تحت تأثير انگيزههاى خارجى است.
تنبيه مترادف تشويق و انگيزش است و در مقابل ممانعت و جلوگيرى قرار دارد. پديده طبيعى كه اين انگيزش را ايجاد مىكند به مؤثر يا انگيزنده موسوم است. اين پديده قابل اندازهگيرى است؛ اما حالت روانى و عاطفه نفسانيى كه تحت تأثير آن به وجود مىآيد مستقيما قابل اندازهگيرى نيست.
تنبيه به معنى اخص به مجموعه پديدارهاى فيزيكى و طبيعى ضروريى اطلاق مىشود كه احساس را برمىانگيزند. اين تأثير متضمن سه جزء است: اول تأثير در