فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢٣٦ - ب- معنى خاص
انگليسى/Transcendence
لاتين/Transcendentia Transcendens
تعالى به معنى بلند شدن و معادل الفاظ علوّ، علاء و استعلاء است. در اصطلاح ما تعالى اين است كه شىء آن قدر بالا رود تا برتر از اشياء ديگر قرار گيرد. عالى يا متعالى چيزى است كه آن قدر برتر باشد كه بالاتر از آن چيزى نباشد.
پس خداوند متعالى و عالى و على و اعلى و داراى علاء است كه بالاتر از او چيزى نيست.
فلسفه تعالى [به چند معنى است از جمله:] ١- قول به اينكه نسبت خدا به جهان مانند نسبت مخترع به ابزارش، يا حاكم به رعيتش يا پدر به فرزندش است.
(لايب نيتس، منادولوژى) ٢- قول به اينكه در بالاى پديدارهاى محسوس متغير، جواهر ثابت يا حقايق مطلق قائم به ذات خود، وجود دارد.
٣- قول به اينكه نسبتهاى ثابتى وجود دارد كه محيط بر حوادث و مستقل از آنهاست.
هر فلسفهاى كه بر اين عقيده باشد كه در جهان يك نظام تصاعدى حاكم است كه در آن، پديدارها تابع تصورات و تصورات تابع مبادى و اصول است، فلسفه متعالى است. از همين قبيل است قول به اينكه: در عالم هستى روابطى وجود دارد ابدى و مستقل از دخالت حوادث و ارتباط آنها و مجرد از شرايط زمان و مكان، و برتر از اشياء و حاكم بر آنها و ثابت و بىتغيير و كامل و زوال ناپذير و غير قابل بطلان.
مذهب تعالى در مقابل مذهب دهرى است كه به حوادث طبيعت صفت خدايى مىدهد و عقول علما را در طبيعت فرو مىبرد و با تمام تناقض و اشكال و نارسائى كه در آن است علما را به شناخت علل طبيعى پديدارها قانع و راضى مىكند.
تا وقتى كه عالم طبيعت بدون وقفه به پيش مىرود، هر لحظه از وجود از لحظه ما قبل خود درمىگذرد و موقعيت بر آن تنگ مىشود تا آن را از تبدل باز دارد و به سكون بكشاند، به اين جهت تا وقتى كه انسان از آگاهى يافتن بر حركت تطور و دگرگونىهاى مجراى تاريخ عاجز باشد، حقيقت اشياء در نظر او محدود مىشود به تعيين مكان آنها در سلسله تطور. مذهب دهرى به تطور تاريخى و تحول موجودات باور دارد. اما مذهب تعالى به وجود اين تطور و تحول حكم مىكند و از آن درمىگذرد و فراتر مىرود. مذهب دهرى به عالم هستى نظر افقى مىافكند تا مراحل وجود را معلوم كند و ابهام تغييرات و تناقضات آن را نشان دهد. اما مذهب تعالى با نظر عمودى به وجود مىنگرد تا حقايق عالى و آرمانهاى جاويد را ثابت و محيط بر اشياء و نظمدهنده آنها قرار دهد.
اعلا يا برين (Transcendant( چيزى است كه به علاء نسبت داده شود، به نحوى كه از تمام حدود معلوم و معروف درگذرد. اين تعالى و برترى محدود به آسمان و بالاى آسمان نيست، بلكه تا بىنهايت ادامه مىيابد. پس برين يا اعلا تابع و تحت تأثير افعال و اشياء نيست، بلكه برتر از آنهاست، مانند عدالت برتر يا عدالت آرمانى. اين عدالت برتر از عدالت واقعى و عينى است. و يا مانند ثواب و عقاب آرمانى كه بكلى با ثواب و عقاب واقعى متفاوت است.
و نيز اعلا به معنى چيزى است كه برتر از حد اعتدال و متوسط قرار گيرد، چنانكه مثلا مىگويند: اين زيبائى عالى يا اين نظر عالى.
خداوند سبحان و تعالى موجودى اعلاست و داراى تمام كمالات است، چيزى او را محدود نمىكند و عقلهاى محدود قادر نيستند حقيقت او را درك كنند.
و نيز كلمه اعلاء را به معنايى به كار مىبريم كه آن را فوق هر تجربهاى تصور مىكنيم، خواه مقصود ما از اين معنى عالى، حقايق وجودى باشد خواه مبادى معرفت. كانت گويد:
مبادىاى كه انطباق آنها منحصر به حدود تجربه است، مبادى وجودى ناميده مىشود، اما مبادىاى كه توسط عقل از حدود تجربه درمىگذرد، مبادى عالى (يا استعلائى يا برتر يا برين) ناميده مىشود.
لفظ متعالى يا برين (Transcendental( يا استعلائى يا والاوار يا شبه متعالى، داراى چندين معنى است: در اصطلاح متفكران قرون وسطى اين لفظ به معنى مفارق يا برتر از مقولات ارسطوئى آمده است مانند واحد، خير، حق، موجود، شىء، ممكن و ضرورى. در نظر كانت، اين اصطلاح گاهى به معنى غير تجربى و گاهى به معنى برتر و گاهى به معنى ما بعد الطبيعى آمده است.
اگر به معنى غير تجربى به كار رود، دال بر شرط ما قبل تجربى براى تجربه است، مانند مبادى استعلائى يا قوانين عقلى كه به عنوان قوانين شناسائى تلقى مىگردد. شناخت استعلائى صرفا به معنى آگاهى به ذات خود انسان نيست بلكه به معنى شناخت ذات خود است، از اين جهت كه اين ذات، مبدأ ضرورى تمام عواطف و احسااست است. بنا بر اين هر بحثى كه به شناخت تصورات يا مبادى يا معانى عقلى، از اين جهت كه اين معانى با تجربه پيوند ضرورى دارند،