فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢١٣ - ب- معنى خاص
شىء خارجى ادراك بسيطى نيست بلكه يك عمل تركيبى است. اين بدان معنى است كه ادراك صفات شىء مقدم بر ادراك خود شىء است. و ما معنى شىء را از تركيب صفات مستقيما ادراك شده توسط حواست به دست مىآوريم. اگر كسى بگويد ادراك معنى شىء مقدم بر ادراك صفات آن است، [در جواب] خواهيم گفت: اگر اين امر صحيح باشد، بايد بتوان با جدا كردن صفات شىء از يكديگر، تصور آن را باطل كرد، در حالى كه اين امر محال است.
پيرايش يا تجريد داراى درجات و مراحل مختلفى است.
اگر به اين ورق كاغذ نگاه كنيم و رنگ يا شكل آن را تجريد كنيم، اين تجريد عبارت است از تفكيك مجموعه صفات شىء در ادراك حسى. اين سادهترين درجات تجريد است. حال اگر رنگ را بطور كلى و بدون توجه به رنگ سرخ و كبود و ... لحاظ كنيم و شكل را بطور كلى و بدون اينكه شكل مستطيل يا مربع باشد، لحاظ كنيم، اين تجرّد منحصر به تفكيك يا فرق نهادن نيست بلكه چيزى بالاتر از آن است و مىتوان پيوسته از تجريد مرحله فروردين به مرحله برتر رسيد تا اينكه معانى كلى و مفاهيم عالى انتزاع شود. به اين جهت ابن سينا گفته است: «انواع و مراتب تجريد مختلف و متفاوت است.» (نجات) بنا بر اين، تجريد، گاهى در مورد يكى از صفات شىء و گاهى به نحو كامل انجام مىشود.
مثلا حس صورت شىء را از ماده آن دريافت مىكند، بدون اينكه آن را از ماده و لواحق آن تجريد كند و خيال، صورت ماده را به نحو شديدتر از حس، از ماده جدا مىكند، بدون اينكه آن را از لواحق ماده جدا كند و بالاخره عقل صورت را به نحو كامل از ماده تجريد مىكند، به اين ترتيب كه آن را از ماده و لواحق آن و از عوارضى مانند كم، كيف، اين، وضع و ... بكلى انتزاع مىكند. (ابن سينا، نجات) (رجوع كنيد به مجرد) تجريدى يا انتزاعى در مقابل انضمامى است.
استدلال انتزاعى عبارت است از استخراج نتايج بعضى از مبادى و اصولى كه مسلميّت امور توسط آنها متحقق مىشود، بدون نظر به تحقق اين نتايج در طبيعت. اين نتايج، اگر چه ممكن است صحيح باشند اما تحقق آنها چه بسا غير ممكن باشد، زيرا بدون تحقّق اين نتايج، امورى اتفاق مىافتد كه ما در استدلالات مجرد خود به آنها توجّه نداريم. تجرّد در اصطلاح صوفيان عبارت است از بيرون كردن هر چه غير خداست از دل و درون ما.
تجمّع
فارسى/ انباشتگى
انسه/Agregat
انگليسى/Aggregate ,Aggregation
انباشتگى به توده عناصرى اطلاق مىشود كه بدون وحدت و هم آهنگى معيّن، در كنار هم قرار داشته باشند. قول لايب نيتس كه: « [شىء] مركب فشرده يا انباشتهاى از اشياء ساده است» (منادولژى) اشارهاى به همين معنى است.
انباشتگى داراى درجات و مراحلى است: اولين مرحله، مرحله بىاراده و خودبخودى (مكانيكى) است كه خالى از هر گونه تخصيص وظيفه و تنوع و اعمال مبتنى بر اراده است.
دوم انباشتگى ساختمانى است كه مشتمل بر تخصيص وظيفه، اما خالى از تنوع و اعمال ارادى است. سوم انباشتگى اندامى (عضوى) است كه مشتمل بر تخصيص وظيفه و خالى از اعمال ارادى است. چهارم انباشتگى انسانى است كه تخصيص وظيفه، تنوع و اعمال ارادى را در بردارد. پس انباشتگى انسانى، به اين معنى بالاترين مراحل انباشتگى است. علت اين امر اين است كه اجزاء و عناصر انباشتگىهاى اول تا سوم طبيعى است، اما انباشتگىهاى انسانى، صفات و عوارضى است كه افراد را به انجام اعمالى برمىانگيزد كه طبيعى نيست بلكه ارادى است.
تجميع
فارسى/ گردآورى
فرانسه/Colligation
انگليسى/Colligation
گردآورى از اصطلاحاتى است كه وولWhewell whewell
آن را به معنى مجموعه مشاهدات در مورد يك پديده معين كه منتهى به صدور حكم جامعى در مورد آن گردد، به كار برده است. مثلا مىگوييم: سيارات داراى مدار اهليلجى (بادامى) شكل هستند. اين حكم مبتنى بر تعدادى مشاهدات جزئى است. در اينجا انتقال از مشاهدات جزئى به حكم كلى نوعى استقراء شبيه به استقراء ارسطوئى موسوم به استقراء تامّ است كه با استقراء گسترده موسوم به