إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٤ - اصالة الاحتياط
سطر به آن اشاره مىكند [١].
١- گاهى «وجوب» مسلّم است امّا «واجب» مردّد است.
مثال: مىدانيم وجوبى تحقّق دارد امّا نمىدانيم واجب، مثلا نماز ظهر است يا نماز جمعه.
٢گاهى «حرمت» مسلّم است امّا «حرام» مردّد است.
مثال: يقين داريم يكى از دو ظرف «الف و ب» خمر است و خطاب اجتنب عن الخمر متوجّه ما شده امّا نمىدانيم كداميك از آن دو ظرف خارجى خمر است.
٣گاهى هم مىدانيم كه وجوب يا حرمت متوجّه مكلّف شده است منتها اگر وجوب در ميان باشد به شىء «الف» متعلّق است و اگر «حرمت» در كار باشد به شىء «ب» تعلّق گرفته است در حقيقت، علم اجمالى داريم كه «امّا هذا الشّىء واجب و امّا ذاك الشّىء حرام» كه متعلّق وجوب و حرمت، متفاوت است [٢].
بحث ما در اصالة الاحتياط در دو مقام است.
الف- گاهى مكلّف به، مشكوك امّا مردّد بين دو امر «متباين» است [٣] يعنى دو امرى است كه مربوط به يكديگر نيستند مانند نماز جمعه كه خود، يك عبادت مستقل است و كيفيت و كمّيّت مستقلّى هم دارد و نماز ظهر كه عبادت مستقل و كيفيّت و كميّت آن با نماز جمعه متفاوت است.
ب- گاهى مكلّف به، مردّد بين اقلّ و اكثر است البتّه اقلّ و اكثر دو نوع است.
[١]در عبارت «مطلقا و لو كانا فعل امر و ترك آخر».
[٢]بخلاف دوران بين المحذورين كه وجوب و حرمت، متعلّق به يك شىء است و نيز، ر. ك ايضاح الكفاية ٤/ ٥٤٥.
[٣]مقصود از كلمه متباينين، معناى اصطلاحى و منطقى آن اراده نشده است.