إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٠ - آيا برائت شرعى در اقل و اكثر ارتباطى جارى مىشود
شرعى» و «مجعول شرعى» باشد و يا اينكه اگر حكم شرعى نيست موضوع- اثر- براى حكم شرعى باشد [١].
مثال: در شبهات حكميّه- مثلا نمىدانيد كه شرب تتن حرام است يا نه، حديث رفع مىگويد «رفع ما لا يعلمون» و شما حكم به حلّيّت شرب تتن مىكنيد.
مثال:- در شبهات موضوعيّه- نمىدانيد فلان مايع خارجى خمر است يا خل، حديث رفع مىگويد «رفع ما لا يعلمون» و شما به كمك حديث رفع مىگوئيد آن حكم شرعى كه مترتّب بر شرب خمر مىباشد مرفوع است.
اكنون ببينيم در ما نحن فيه مسئله چگونه است. آيا جزئيّت سوره مشكوك، «حكم» شرعى است؟ خير.
آيا جزئيّت سوره مشكوك، موضوع براى حكم شرعى است؟ خير
جزئيّت سوره يك امر انتزاعى است شارع به يك مركّبى بنام نماز امر كرده و گفته است «أَقِيمُوا الصَّلاةَ»* امّا شما براى هريك از آن اجزاء، جزئيّت را انتزاع نمودهايد بنابراين جزئيّت يك امر انتزاعى است و شارع آن را جعل نكرده است.
لذا با حديث رفع نمىتوان چيزى- جزئيّت- را برداشت كه نه حكم شرعى است و نه موضوع براى حكم شرعى پس حديث رفع انتظار اوّل شما را نتوانست برآورده كند.
حال ببينيم آيا حديث رفع مىتواند عدم وجوب اعاده را بردارد.
مستشكل مىگويد حديث رفع به دو علّت نمىتواند وجوب اعاده را رفع كند زيرا:
[١]براى توضيح بيشتر اين مطلب به ادلّه دالّ بر برائت و حديث رفع مراجعه كنيد به ايضاح الكفاية ٤/ ٤٦٠- ٤٤٦.