إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦٢ - برائت عقلى در اقل و اكثر ارتباطى جارى نمىشود
مع أنّه يلزم من وجوده عدمه؛ لاستلزامه عدم تنجّز التّكليف على كلّ حال المستلزم لعدم لزوم الأقلّ مطلقا، المستلزم لعدم الانحلال، و ما يلزم من وجوده عدمه محال(١).
احتمال مطرح بود ١- وجوب نفسى ٢- وجوب غيرى.
اكنون به متوهّم مىگوئيم مگر وجوب غيرى، تابع غير نيست؟ آرى يعنى اگر آن غير- اكثر- واجب باشد مقدّمه هم واجب است اگر ذى المقدّمه، واجب باشد، مقدّمه هم واجب است. مثلا ساعت ده صبح چرا تحصيل طهارت بر مكلّف، لازم نيست؟
چون نماز، وجوب ندارد امّا هنگامى كه وقت نماز ظهر فرا رسيد، تحصيل طهارت هم بهعنوان مقدّمه، وجوب غيرى پيدا مىكند پس وجوب غير، تابع آن غير است.
بنابراين روى احتمال دوّم كه شما براى اقل، وجوب غيرى، قائل شديد، واضح است كه وجوب غيرى اقل در صورتى است كه اكثر هم داراى وجوب باشد و حال آنكه شما مىگوئيد اكثر، واجب نيست و در آن، اصل برائت جارى مىكنيد، ما مىگوئيم هنگامى كه اكثر، واجب نباشد، اقل هم نمىتواند وجوب غيرى داشته باشد زيرا وجوب اقل، تابع وجوب اكثر است درحالىكه شما فرض كرديد كه اقل و نه جزء، داراى وجوب است و «هذا خلف» [١].
(١)- ٢: «تناقض»لازمه انحلال علم اجمالى، عدم انحلال علم اجمالى است و چيزى كه وجودش مستلزم عدمش باشد محال است.
بيان ذلك: شما گفتيد علم اجمالى در اقلّ و اكثر ارتباطى، انحلال پيدا مىكند به وجوب تفصيلى نسبت به اقل- وجوب نفسى يا غيرى- و شك بدوى نسبت به اكثر و
[١]طبق احتمال اوّل كه گفتيد اقل، داراى وجوب نفسى است اشكالى وجود ندارد و اقل تمام المأمور به است و تابع چيز ديگرى نيست و لكن اين يك احتمال در مسئله بود و احتمال ديگرى هم در مسئله مطرح بود.