إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٠٣ - استصحاب فعل مقيد به زمان
ب: ما در اين جهت، شك داريم كه آيا تحصيل وضوء، سبب طهارت است حتّى بعد از خروج مذى، يا اينكه وضوء، تا زمان خروج مذى، سبب طهارت است- شكّ ما در مقدار تأثير سبب طهارت است- در نتيجه مىگوئيم:
اصل، اين است كه آن سبب، براى طهارت بعد از خروج مذى سببيّت ندارد بنابراين:
بعد از خروج مذى، هم استصحاب طهارت، جارى مىشود و هم استصحاب عدم سببيّت وضوء براى طهارت بعد از خروج مذى.
٢- در مورد طهارت خبثيّه: فرض كنيد نجاستى- بول- به لباسى اصابت نمود و ما شك نموديم كه آيا در تطهير لباس متنجّس يكمرتبه شستن- غسل مرّه- كافى است يا اينكه در تطهير لباس تعدّد غسل- مرّتين- معتبر است.
در فرض مذكور اگر براى تطهير لباس فقط يكمرتبه آن را بشوئيم و در بقاء نجاست شك داشته باشيم دو نوع استصحاب، جارى مىشود:
الف: از طرفى مىگوئيم بعد از غسل مرّة واحده، آن نجاست قبلى باقى است يعنى بقاء نجاست را استصحاب مىنمائيم.
ب: از طرفى هم مىگوئيم اصابت نجاست و ملاقات مذكور كه سبب تنجّس لباس بود، آيا سببيّتش آنقدر قوى بود كه بعد از غسل مرّة واحده هم باقى باشد يا اينكه ملاقات با نجاست- بول- تا زمان غسل مرّة واحده، باقى است يعنى بعد از يكمرتبه، شستن، آن لباس پاك مىشود.
در فرض مذكور مىگوئيم:
اصل، عدم سببيّت ملاقات براى نجاست بعد از غسل مرّة واحده هست يعنى لباس مذكور، پاك شده و در نتيجه با جريان دو قسم استصحاب، بين آنها تعارض و