إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٥ - صحيحه دوم زراره
نيست بلكه مقصود از شك، عدم اليقين است خواه، وهم يا احتمال متساوى الطّرفين و يا به صورت ظنّ غير معتبر باشد لذا امام (ع) به زراره فرمودند «لانّك كنت على يقين من طهارتك فشككت ...»، تو قبل از ظنّ به اصابت، يقين به طهارت داشتى و بعد، ظنّ به اصابت نجس پيدا كردى يعنى شك كردى كه آيا طهارت متيقّن قبلى، زائل شده يا نه، نبايد يقين خود را بهوسيله شك، نقض كنى.
خلاصه: تو ابتداء، يقين به طهارت پيدا كردى و سپس در بقاء آن، شك نمودى و نبايد آن طهارت را به وسيله شك، نقض كنى، و اين مطلب، همان استصحاب است كه ما درصدد بيان ادلّه آن هستيم.
تذكّر: مصنّف، مطلبى را بعد از ده سطر تحت عنوان «نعم دلالته في المورد الاوّل ...» بيان مىكنند كه ما آن را اينك توضيح مىدهيم:
سؤال: آيا جمله «لانّك كنت على يقين ...» به قاعده استصحاب، ناظر است يا به قاعده يقين؟
جواب: در جمله مذكور، دو احتمال، مطرح است. الف- آن جمله به قاعده يقين اشاره دارد ب- در مقام بيان استصحاب است.
اكنون بايد بررسى كنيم و ببينيم كه كدام احتمال ترجيح دارد، فعلا فرق بين قاعده يقين و استصحاب را ضمن دو مثال بيان مىكنيم [١].
مثالى براى استصحاب: فرض كنيد كه روز جمعه، يقين به طهارت لباسمان داشتيم لكن روز شنبه به عللى در بقاء طهارت، شك نموديم، يعنى روز شنبه نسبت
[١]بعد از صحيحه سوّم زراره، ضمن بيان روايت خصال «من كان على يقين ...» قاعده يقين را توضيح مىدهيم.