إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٧ - آيا استصحاب از مسائل اصولى است يا اينكه از قواعد فقهيه است؟
ثمّ لا يخفى أنّ البحث في حجّيّته مسألة أصوليّة، حيث يبحث فيها لتمهيد قاعدة تقع في طريق استنباط الأحكام الفرعيّة، و ليس مفادها حكم العمل بلا واسطة، و إن كان ينتهي إليه، كيف؟ و ربما لا يكون مجرى الاستصحاب إلا حكما أصوليّا كالحجّيّة مثلا، هذا لو كان الاستصحاب عبارة عمّا ذكرنا.
و اما لو كان عبارة عن بناء العقلاء على بقاء ما علم ثبوته، أو الظّنّ به النّاشئ من ملاحظة ثبوته، فلا إشكال في كونه مسألة أصوليّة(١).
بقاء را مثلا بناى عقلاء مىدانستهاند [١]، اين بناى عقلاء را در تعريف استصحاب آوردهاند و الا الا استصحاب، بناى عقلاء نيست بلكه همان حكم به بقاء است كه بيان كرديم و تعاريف آنها جنبه شرح الاسم دارد مثل اينكه از ما سؤال كنند «سعدانه» چيست در جواب گوئيم «سعدانه» به معنى جدار و ديوار نيست بلكه نوعى گياه است لذا در چنين تعاريفى نبايد دقّت و اشكال كرد كه جامع افراد و مانع اغيار نيست و مصنّف معتقدند كه اين تعريف و امثال آن همگى جنبه شرح الاسم دارند.
خلاصه: تعريف استصحاب عبارت است از: «الحكم ببقاء حكم او موضوع ذى حكم شكّ في بقائه» و تمام اقوال هم روى همين تعريف، تجمّع مىكنند و آن را نفى يا اثبات مىكنند و بيش از اين در اين زمينه، بحث نمىكنيم زيرا فائدهاى برآن مترتّب نيست [٢].
آيا استصحاب از مسائل اصولى است يا اينكه از قواعد فقهيّه است؟
(١)- براى پاسخ به سؤال مذكور، ملاك و ميزان مسأله اصولى را بيان مىكنيم كه:
[١]و بعضى طريق حكم به بقاء را مظنّه يا اخبار و اجماع مىدانستند.
[٢]اكنون حقير- نگارنده- هم سؤالى مطرح مىكنم: اينكه مرحوم آقاى آخوند اعلى اللّه مقامه الشّريف مىفرمايند اين تعاريف جنبه شرح الاسم دارند نه اينكه تعريف به حدّ و رسم باشند، آيا اين