إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٦٦ - جواب مصنف نسبت به كلام فاضل تونى«قدس سرهما»
جريان اصل برائت و شرائط آن در شبهات بدوى است نه در اطراف علم اجمالى اكنون براى ردّ كلام ايشان بايد بررسى كنيم كه چگونه جريان اصل برائت مىتواند موجب اثبات حكم ديگرى شود تقريبا سه صورت براى آن تصور مىشود.
١گاهى برائت عقلى [١] يا برائت شرعى [٢] موضوع براى يك حكم شرعى واقع مىشود يعنى جريان اصل برائت، موضوع يك حكم شرعى ديگر را ثابت مىكند بهعبارت ديگر، عدم استحقاق عقوبت، موضوع يك حكم شرعى ديگرى مىشود و يا رفع تكليف ظاهرى بهوسيله اصل برائت، موضوع يك حكم شرعى ديگرى واقع مىشود.
مثال: الف- در مورد جريان برائت عقلى- مثلا فردى چون علاقه شديد، نسبت به شرب تتن دارد، نذر كرده است كه اگر در برابر شرب تتن، استحقاق عقوبتى در كار نباشد، صدر درهم صدقه مىدهم، يعنى وجوب تصدّق، مترتّب بر عدم استحقاق عقوبت است و به عبارت ديگر، عدم استحقاق عقوبت، موضوع براى وجوب تصدّق است.
ب- در مورد جريان برائت شرعى- شخصى چون علاقه زياد نسبت به شرب تتن دارد، نذر كرده است كه اگر شرب تتن و لو ظاهرا مباح باشد، كه بتوانم آن را مرتكب شوم، صد درهم صدقه مىدهم- يعنى حلّيّت شرب تتن، موضوع براى وجوب تصدّق است.
[١]قبح عقاب بلابيان- عدم استحقاق عقوبت-
[٢]ظهور بعضى از ادلّه برائت شرعى، اباحه است مانند كلّ شىء لك حلال و مفاد بعضى از ادلّه برائت، رفع تكليف است مانند حديث «رفع» و واضح است كه اصل برائت حكم ظاهرى را ثابت مىكند نه حكم واقعى.