إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٦٧ - جواب مصنف نسبت به كلام فاضل تونى«قدس سرهما»
در فرض مذكور ما از فاضل تونى (ره) سؤال مىكنيم كه اگر آن فرد، فحص و بررسى نمود و دليلى بر حرمت شرب تتن، پيدا نكرد چه مانعى براى جريان برائت عقلى و نقلى وجود دارد؟
قطعا مانعى در ميان نيست و اصلا برائت، كارى به «نذر» شما ندارد و ما با جريان اصل برائت، حكم مىكنيم عقابى در شرب تتن وجود ندارد و همچنين شرب تتن بهحسب ظاهر، حلال و حرمتى ندارد و در نتيجه وقتى اصل برائت، جارى شد، موضوع وجود تصدّق هم ثابت مىشود و آن فرد بايد به نذر خود، عمل نمايد و صدقه بدهد بنابراين، جريان اصل برائت اثبات تكليف ننمود بلكه جريان برائت، موضوع وجوب تصدّق را ثابت كرد و در نتيجه، دليل وجوب وفاء به نذر مىگويد بايد صدقه داد.
٢گاهى برائت شرعى [١] با يك حكم شرعى ملازم است يعنى رفع تكليف ظاهرى [٢] با يك حكم شرعى ديگر ملازم است.
مثال: هنگام ظهر كه وقت نماز فرامىرسد ترديد مىكنيم كه آيا دين حالى- نه مؤجّل- داريم كه زمان اداء آن رسيده باشد يا نه [٣] در اين فرض كه شك در داشتن دين حالّ داريم، اصل برائت، جارى مىنمائيم و مىگوئيم ذمّه ما نسبت به دين حالّ، مشغول نيست وقتى دين حالّ و معجّل نداشتيم مكلّف به نماز هستيم.
همانطور كه ملاحظه كرديد در فرض دوّم هم مانعى براى جريان اصل برائت وجود نداشت.
[١]يا برائت عقلى و عدم استحقاق عقوبت.
[٢]نه واقعى.
[٣]اگر دين حال داشته باشيم اوّل بايد آن را اداء كنيم و سپس نماز بخوانيم.