إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٣٩ - عقل
الف- «انحلال»: ابتداء علم اجمالى به تكاليفى داشتيم امّا آن علم اجمالى كاملا منحل شده و اكنون يك سرى شبهات بدوى داريم و مىخواهيم ببينيم آيا شرط جريان برائت شرعى در آنها چيست؟
مثال: علم اجمالى به «صد» تكليف داشتيم و بر اثر فحص و بررسى علم تفصيلى به آن «صد» تكليف پيدا كرديم لكن اكنون «صد» شبهه ديگر داريم كه در دائره علم اجمالى نيست و مىخواهيم، ببينيم شرط جريان برائت شرعى در آنها چيست؟
ب- «عدم ابتلاء»: شرط منجّزيّت علم اجمالى اين است كه تمام اطراف آن، محلّ ابتلاء باشد. مثلا اگر علم اجمالى پيدا كرديم كه يك قطره خون به لباس من اصابت كرد يا به لباس رهگذرى كه از كنار من عبور كرد و ديگر با من ارتباط و معاشرتى ندارد در اين صورت علم اجمالى اثرى ندارد. در محلّ بحث، علم اجمالى به علّت عدم ابتلاء، منجّز نمىباشد و واضح است كه گاهى عدم ابتلاء يك مسئله حقيقى و واقعى است مانند مثالى كه اخيرا بيان كرديم امّا گاهى عدم ابتلاء به علّت غفلت و عدم توجّه است، يعنى چون انسان توجّهى ندارد، بعضى از اطراف علم اجمالى از محلّ ابتلاء خارج است مصنّف مىفرمايند در محلّ بحث، قسمتى از اطراف علم اجمالى مورد ابتلاء نيست گرچه علّت عدم ابتلاء، عدم توجّه و التفات نسبت به ساير شبهات باشد [١].
[١]... كما ذا استنبط المجتهد حكم شرب التّتن مثلا فانّه حين استنباط حكم هذه المسألة غافل عن سائر الشّبهات فهى لاجل الغفلة خارجة عن مورد ابتلائه من حيث الاستنباط و لذا لا يكون العلم الاجمالى بالتكاليف بينها منجّزا منتهى الدّراية ٦/ ٣٩٤.