قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٧٥ - فصل دوم قابليت صحى براى ازدواج
س ١٧- اگر مردى با دختر باكرهاى بدون اذن پدر او ازدواج كند و پس از حامله شدن دختر پدر دختر به عقد راضى شود آيا اين اذن در حلّيت كافى است؟ و آيا فرق است بين [رضايت پدر بعد از [اولاد آوردن و قبل از پيدا شدن حمل؟
ج- با اجازه پدر صحيح مىشود و فرقى نيست. ج ٣ ف ص ١٦٦
س ١٨- دخترى كه بالغه، رشيده، عاقله، حدود بيست ساله و تحصيل كرده مىباشد و مايل به ازدواج با جوان متديّن مسلمانى است، امّا پدر دختر به واسطه امور مادّى اذن نمىدهد، آيا در اين صورت دختر مىتواند بدون اذن پدر ازدواج كند؟
ج- اذن پدر در ازدواج دختر باكره شرط است، مگر در صورتى كه از تزويج به كفو منع كند و دختر نياز به ازدواج داشته باشد و بترسد كه اگر از اين ازدواج صرفنظر كند شوهر خوبى براى او پيدا نشود. ج ٣ ف ص ١٦٦
س ١٩- در صورتى كه ولىّ دختر بالغه رشيده راضى به اصل ازدواج دخترش با شخصى باشد ليكن نسبت به خصوصيّات ازدواج (از قبيل مقدار مهر و كيفيّت جشن و تعيين زمان عقد و زمان عروسى و غيره) كه دختر با پسر توافق نمودهاند مخالفت مىكند، و به نحوه توافق آنان رضايت ندهد، اگر بدون رضايت و اذن ولىّ شرعى نسبت به خصوصيّات مذكور، عقد بين آنان واقع شود آيا صحيح و قابل ترتيب اثر است يا نه؟
ج- با فرض راضى نبودن پدر نسبت به خصوصيّات مورد توافق پسر و دختر اگر باز به اصل ازدواج آنها راضى است عقد صحيح است[١] وگرنه صحّت عقد موقوف به اجازه پدر است. ج ٣ ف ص ١٦٦- ١٦٧
س ٢١- در مورد دختر باكرهاى كه ولىّ او به عللى مصرّاً براى ازدواج دايم با جوانى اجازه ندهد و طرفين نيز به هر وسيله كه شده ازدواج نمايند، در صورت وقوع و اجراى صيغه عقد دايم بدون حضور و اجازه ولىّ، اين ازدواج شرعاً چه صورتى خواهد داشت؟
[١]. چنانچه از جمله بعد معلوم مىشود منظور« ابراز و اظهار رضايت» است نه صِرف رضايت قلبى.