قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٩٦ - فصل اول در موجبات ارث و طبقات مختلفه وراث
اكنون پاسخ كمينه را مرحمت فرمائيد كه منظور از كلمه «منازع» آيا اين است كه كسى ديگر مدّعى فرزندى پسر شود و بگويد من پدر او هستم؟ يا آنكه منظور از كلمه «منازع» اين است كه هر شخصى مىتواند مدّعى شود كه اين فرزند فرزند مدّعى نيست؛ زيرا در شناسنامه اسم مادر را براى احترام خانوادگى عوضى نوشتهاند؟
آيا بعد از فوت پدر، برادران او (عموهاى پسرم) مىتوانند ادّعاى ميراث كنند يا خير؟
به هر صورت اشتباهى نوشتن نام مادر فرزند در شناسنامه آيا به اقرار پدرش (كه طىّ دهها سند رسمى و به مدّت ٢٨ سال به فرزندى آن فرزند اعتراف نموده) لطمهاى وارد مىآورد يا خير؟ از پيشواى واقعى مسلمين استدعا دارد در مورد سؤالات فوق پاسخ مرحمت فرمائيد.
ج- با وجود فرزند اگرچه از زوجه موقّت باشد ارث به برادر و خواهر نمىرسد، و ثبت در شناسنامه دخالتى در مسأله ندارد، و چنانچه اختلافى در بين باشد بايد در محاكم صالحه حلّ و فصل شود. ج ٣ ف ص ٣٩٤- ٣٩٥
(٩١٦- ١٢٧٣)
س ٩٥- ١- ارث جوان فاقد وصيتنامه و فاقد زن و بچّه در صورت داشتن مادر، خواهر و خواهرزاده، برادر و برادرزاده به كدام يك از آنان تعلّق مىگيرد؟
ج- در فرض مرقوم ارث ميت به مادرش مىرسد. ج ٣ ف ص ٤١٨- ٤١٩
(٩١٦)
س ٩٥- ٢- بهترين خيرات براى همين جوان بدون وصيّت چيست؟
ج- اگر قضاى واجبى بر عهده او بوده انجام دهند خوب است، و چنانچه دين و بدهى دارد بايد بدهند و بدهى از اصل تركه خارج مىشود اگر چه ميّت وصيّت نكرده باشد. ج ٣ ف ص ٤١٨- ٤١٩
(٨٦٩)
ماده ٨٦٤: از جمله اشخاصى كه به موجب سبب ارث مىبرند هر يك از زوجين است كه در حين فوت ديگرى زنده باشد.
صدر مسأله ١- ... و سبب دو قسم است: «زوجيت» و «ولاء». و ولاء سه مرتبه دارد: «ولاء عتق» سپس «ولاء ضمان جريره» سپس «ولاء امامت». ج ٢ ص ٣٨٩