قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٤٣ - فصل سوم در شرايط و جمله از موانع ارث
باشد و همچنين ارتداد مكره اعتبار ندارد و همچنين به واسطه آنچه كه بدون قصد واقع مىشود مانند هزلگو و ساهى و غافل و بيهوش، اعتبارى نيست. و اگر در حال غلبه عصبانيّت بر او كه با آن بر خود مسلط نيست، از او صادر شود، حكم به ارتداد نمىشود. ج ٢ ص ٥٢٧
مسأله ٣- اگر چيزى از او ظاهر شود كه موجب ارتداد باشد آنگاه ادعاى اكراه نمايد، در صورتى كه محتمل باشد، يا ادعاى عدم قصد و سبق لسان داشته باشد، در صورتى كه محتمل باشد، از او قبول مىشود. و اگر بيّنه بر صدور سخنى از او كه موجب ارتداد است قائم شود، آنگاه آنچه را كه ذكر شد ادعا نمايد از او قبول است. ج ٢ ص ٥٢٧
مسأله ٤- فرزند مرتد ملى قبل از ارتدادش در حكم مسلمان است؛ پس اگر بالغ شد و كفر را اختيار نمود، توبه داده مىشود، پس چنانچه توبه كند كه همان است وگرنه به قتل مىرسد. و همچنين فرزند مرتد فطرى قبل از ارتدادش در حكم مسلمان است؛ پس اگر بالغ شد و اختيار كفر نمود و همچنين فرزند مسلمان اگر بالغ شد و قبل از اظهار اسلام اختيار كفر نمود، ظاهر آن است كه حكم مرتد فطرى بر آنها اجرا نمىشود، بلكه هر دو توبه داده مىشوند وگرنه به قتل مىرسند. ج ٢ ص ٥٢٧- ٥٢٨
مسأله ٥- اگر ارتداد از مرتد ملّى تكرار شود بعضى گفتهاند كه در مرتبه سوم كشته مىشود. و بعضى گفتهاند كه در مرتبه چهارم كشته مىشود و اين احوط (وجوبى) است. ج ٢ ص ٥٢٨
مسأله ٦- اگر مرتد ملّى بعد از ارتداد و قبل از توبه دادنش ديوانه شود كشته نمىشود. و اگر بعد از توبه دادنش و خوددارى او از توبه كه قتلش را مباح مىكند، ديوانگى عارض شود، كشته مىشود، چنانكه مرتد فطرى در صورتى كه ديوانگى بعد از ارتدادش بر او عارض شود، كشته مىشود. ج ٢ ص ٥٢٨
مسأله ٧- اگر مرتد ملّى توبه كند، پس كسى كه معتقد است او بر ارتدادش باقى مانده است او را بكشد، بعضى گفتهاند كه بايد قصاص شود، ولى اقوى عدم قصاص