قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٩٢ - مبحث سوم در سهمالارث وراث طبقه سوم
نمىبرد، پس با بودن خاله مادرى مثلًا، اولاد عمومه و همچنين اولاد خؤوله مطلقاً، ارث نمىبرند مگر در يك مورد و آن در جايى است كه عموى پدرى و پسر عموى ابوينى باشد كه اين پسر عمو بر آن عمو مقدم مىشود، به شرطى كه با آنها نه عموى ابوينى و نه عموى مادرى و نه عمه مطلقاً و نه دايى و خاله مطلقاً نباشد. و بين اينكه عموى پدرى يكى باشد يا متعدد، فرق نمىكند. و همچنين بين اينكه پسر عموى ابوينى يكى باشد يا متعدد، فرق نمىكند. پس در اين صورت، ارث ميّت مال پسر عمو مىباشد، نه عمو و نه پسران عموها و عمهها و دايىها و خالهها. و در اين مورد، فرق نمىكند كه يكى از زوجين باشد يا نباشد و اين حكم در غير اين مورد جارى نمىشود. البته اگر وارث ميت، عمه پدرى و پسرعموى ابوينى باشد با مصالحه، احتياط نمودن مطلوب است. ج ٢ ص ٤٢٠
س ١١٠- چندى قبل دختر خالهام به رحمت ايزدى پيوست، و متوفّى در زمان فوت داراى مال و اموال بود كه همه در حال حاضر در اختيار خواهرم- كه در زمان حيات متوفّى حياط مشترك داشتهاند- مىباشد. نامبرده غير از اينجانب و برادر و خواهر ديگرم (كه در حال حاضر تمامى اموالش در اختيار ايشان مىباشد) وارث قانونى ديگرى ندارد. اين موضوع، جهت تعيين حصر وراثت به دادگاه اعلام گرديد ولى دادگاه به علّت اينكه متوفّى دايى پدرى دارد نتوانسته تصميم بگيرد. آيا ما وارث قانونى و شرعى متوفّى مىباشيم يا نه؟
ج- با وجود دايى ميّت ولو تنها پدرى باشد دختر خاله و پسر خاله ارث نمىبرند. ج ٣ ف ص ٤٢٨- ٤٢٩
ماده ٩٣٧: هرگاه براى ميّت نه اعمام باشد و نه اخوال، اولاد آنها به جاى آنها ارث مىبرند و نصيب هر نسل نصيب كسى خواهد بود كه به واسطه او به ميّت متصل مىشود.
(در اينجا چند امر است) دوم: اولاد عمومه و خؤوله در صورتى كه خود آنها و كسانى كه در درجه آنها قرار دارند نباشند، جاى آنها مىباشند و كسى كه اقرب است اگرچه سببش يكى باشد، بر ابعد اگرچه قرابتش به دو سبب باشد، مقدم است، مگر در