قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٥١ - فصل سوم در شرايط و جمله از موانع ارث
لعان ثابت مىباشند؛ چه براى قذف به زنا باشد يا براى نفى ولد. سوم: سقوط حدّ قذف از شوهر به سبب لعانش و سقوط حدّ زنا از زوجه به سبب لعانش؛ پس اگر او را قذف نمايد سپس لعان كند و زن از لعان نكول كند، مرد از حدّ قذف خلاصى پيدا مىكند و زن، حدّ زن زانيه را مىخورد؛ چونكه لعان مرد به منزله بيّنه است در اثبات زنا. چهارم: انتفاى فرزند از مرد؛ نه از زن، در صورتى كه براى نفى او با هم لعان نمايند، به اين معنى كه اگر شوهر او را نفى كند و زن ادعا كند كه فرزند او است، پس با هم لعان نمايند، بين مرد و اين فرزند و همچنين بين اين فرزند و هر كسى كه از ناحيه پدرى به او انتساب دارد، مانند جد و جده و برادر و خواهر پدرى و همچنين عموها و عمهها توارثى نمىباشد، به خلاف مادر و كسانى كه به وسيله مادر انتساب به آن فرزند دارند، حتى برادرهاى پدر و مادرى در حكم برادرهاى مادرى مىباشند. ج ٢ ص ٣٨٨
(١٠٥٢)
مسأله ١- لعان، مانع از توارث بين فرزند و پدرش و همچنين بين او و بين نزديكانش از ناحيه پدر مىشود. و امّا توارث بين فرزند و مادرش و همچنين بين او و بين نزديكان او از ناحيه مادرش تحقق پيدا مىكند و لعان مانع آن نمىشود. ج ٢ ص ٣٩٦
مسأله ٢- اگر بعضى از نزديكان از پدر و مادر و بعضى از آنان تنها از مادر باشند، به جهت انتساب به مادر، به طور مساوى ارث مىبرند و انتساب به پدر اثرى ندارد، پس برادر پدر و مادرى در حكم برادر مادرى است. ج ٢ ص ٣٩٦
- ر. ك: ١٢٦٠- مس/ ١٠.
ماده ٨٨٣: هرگاه پدر بعد از لعان رجوع كند پسر از او ارث مىبرد ليكن از ارحام پدر و همچنين پدر و ارحام پدرى از پسر ارث نمىبرند.
مسأله ٣- اگر مرد بعد از لعان اعتراف نمايد به اينكه فرزند مال او است، فرزند ملحق به او مىشود در آنچه كه بر عليه او است؛ نه در آنچه كه به نفع او است، پس فرزند از او ارث مىبرد، ولى پدر از او و از كسى كه به وسيله او با پدر قرابت دارد، ارث نمىبرد، بلكه با اقرار پدر، فرزند از نزديكان پدرش ارث نمىبرد.
ج ٢ ص ٣٩٦- ٣٩٧
(١٢٧٥- ١٢٧٨)
مسأله ٤- اقرار فرزند و بقيّه نزديكان، بعد از لعان، اثرى در توارث ندارد، بلكه آنچه