قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥١٠ - فصل هشتم در حقوق و تكاليف زوجين نسبت به يكديگر
اهل تبريز مىباشد، به خاطر مسئوليتهاى شغلى در تهران امكان سكونت در تبريز را ندارم، همسرم نيز مايل به سكونت در تهران است، ولى وابستگىهاى قومى و تعهّدات فرهنگى او را وادار نموده كه نتواند در تهران و در منزل شوهرش اقامت گزيند، در طول ده سال گذشته اين دورىها ناراحتىهاى بسيار براى ما ايجاد كرده و باعث اختلال فكرى و روحى من و همسرم گرديده است، حلّ شرعى اين مسأله را بيان فرمائيد؟
ج- اگر منزل مسكونى شما در تهران موافق شأن همسرتان باشد متابعت در سكنى بر او لازم است، و در صورت تخلّف، ناشزه محسوب مىشود، مگر اينكه انتخاب مسكن براى زن در ضمن عقد شرط شده باشد. ج ٣ ف ص ٢٠٥
(١١٠٨- ١١١٩- ٢٣٧)
ماده ١١١٥: اگر بودن زن با شوهر در يك منزل متضمن خوف ضرر بدنى يا مالى يا شرافتى براى زن باشد زن مىتواند مسكن على حده اختيار كند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محكمه حكم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام كه زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.
س ٢١- آيا شوهر مىتواند زوجه خود را كه دچار ناراحتىهاى عصبى است مكلّف به اقامت در شهر نمايد؟ با وجودى كه مىداند زندگى در شهر براى همسرش مناسب نيست، و باعث تشديد بيمارى وى مىگردد؟
ج- اگر براى زن «حرجى» يا «ضررى» باشد شوهر نمىتواند او را تكليف به ماندن در آن محل نمايد، مگر آنكه با تهيّه وسايل رفاهى ضرر و حرج را از زن رفع نمايد. ج ٣ ف ص ٢٠٤
س ٢٥- زنى شش سال پيش با مردى ازدواج نموده و بعد از عروسى معلوم شد كه شوهرش تاركالصلاة و دايمالخمر است، او در حال مستى زنش را كتك مىزند، و گاهى بطرى مشروب را به خانه مىآورد، و اصرار دارد كه زنش با او مشروب بخورد و نماز و روزه را ترك نمايد، و در صورت امتناع زنش را مورد ضرب و شتم قرار مىدهد، اين زن تاكنون نفقهاى هم از شوهر دريافت نكرده است، لذا خواهشمند است تكليف اين زن را روشن فرمائيد؟