قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤٢٦ - فصل سوم در موانع نكاح
مىكند و فعلًا داراى يك فرزند پسر مىباشد، آيا اين ازدواج شرعى است يا خير؟
ج- ازدواج صحيح است. ج ٣ ف ص ٢٩٤
س ١٢- جوانى در حال مستى با زن شوهردارى زنا كرده، فعلًا آن زن از شوهرش جدا شده و عدّهاش تمام گشته، آيا آن جوان در صورتى كه در حال مجامعت نمىدانسته اين عمل موجب حرمت ابدى است مىتواند با آن زن ازدواج كند؟
ج- حرمت ابديّه ثابت است. ج ٣ ف ص ٢٩٧
س ١٤- در زمان طاغوت با يك خانم شوهردار روابط نامشروع پيدا كرده بودم، بعداً آن خانم از شوهر خود طلاق گرفت و من- با اينكه حقّ ازدواج با او را نداشتم- با او ازدواج كردم، حاصل اين ازدواج نامشروع يك طفل به سنّ دو سال و نيم است. اكنون كه توجّه به فتواى حضرتعالى پيدا كردهام و موضوع نامشروع بودن و حرمت ازدواج را با خانم مذكور در ميان گذاشتم او مىگويد تا اين حكم را از حضرتعالى نشنود باور نمىكند، و حاضر به انفصال و جدايى نمىشود. لطفاً بفرمائيد حكم اين مسأله اينگونه است يا خير؟
ج- زناى با زن شوهردار موجب حرمت ابديّه است بنابراين ازدواج زانى با آن زن باطل است، و بايد از هم جدا شوند، و با جهل به مسأله، بچّه حكم ولد حلال را دارد. ج ٣ ف ص ٢٩٧- ٢٩٨
(١١٦٦- ٢)
س ١٧- مردى در زمان طاغوت با زن شوهردارى زنا كرده، دادگاه آن زمان زن زناكار را مجبور به طلاق از شوهرش مىكند، مرد زناكار مدّتى با آن زن زنا مىكند و بعداً او را به عقد خود در مىآورد، اكنون بچّهدار هم شدهاند، حكم اين ازدواج و بچّه آنان چيست؟
ج- زنا با زن شوهردار موجب حرمت ابدى آن زن بر زانى مىشود، و بعد از طلاق شوهر، ازدواج آنها با هم باطل است و در صورت اعتقاد [به] صحّت عقد، بچّهها حكم ولد حلال را دارند. ج ٣ ف ص ٢٩٩
(١١٦٦)
س ١٩- به دو مسأله ذيل پاسخ بفرمائيد:
١- زن و مردى كه از احكام دين بىاطّلاع باشند و در عدّه طلاق رجعى زنا كنند و