قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥٤٧ - مبحث اول در كليات
ج- كفايت مىكند، ولى كسى كه علم به فسق شهود داشته باشد نمىتواند ترتيب اثر بدهد بنابر احوط. ج ٣ ف ص ٣١١
س ٩- اگر كسى كه دفتر طلاق و ازدواج دارد اهل علم باشد و در زمان طاغوت طلاقى را با شرايط انجام داده باشد آيا صحيح است يا خير؟
ج- محكوم به صحّت است، مگر علم به بطلان حاصل شود. ج ٣ ف ص ٣١١
(٢٢٣)
س ٢٧- در بعضى از بلاد مسلمين زنهاى شيعه را «سنّى» طلاق مىدهد، در صورتى كه شرايط طلاق شيعه (مثل حضور عدلين و غيره) مراعات نمىشود. اين طلاقها چه صورتى دارد؟ و اگر زن احياناً شوهر كرد (با جهل به مسأله) تكليف چيست؟
ج- طلاق اگر با شرايط مقرّره نباشد باطل است، و زوجيّت به قوت خود باقى است. و چنانچه زن پس از چنين طلاقى شوهر كند ازدواج دوّم باطل و حرام است، بايد فوراً از مرد دوّم كنارهگيرى كند. ج ٣ ف ص ٣٢٠
(٦- ٢)
س ٢٨- زنى با شوهر خود مرافعه داشته و در عراق در محكمه دولتى شوهرش او را با رضايت خود طلاق داده، ولى محكمه دولتى معمولًا به شرايط اجراى صيغه طلاق توجّه نمىكند (بخصوص حضور عدلين در مجلس طلاق) آيا اين طلاق درست است؟ و در صورتى كه درست نباشد تكليف اين زن چيست؟ با توجّه به اينكه به هيچ وجهى دسترسى به شوهرش ندارد؟ آيا حاكم شرع مىتواند از طرف شوهر حسبة طلاق بدهد؟
ج- طلاق واقع شده از طرف شوهر و با اذن او محكوم به صحّت است، مگر آنكه زوجه يقين كند كه طلاق در حضور عدلين واقع نشده. و در موردى كه طلاق محكوم به بطلان باشد اگر دسترسى به شوهر ندارد و نمىتواند صبر كند به حاكم شرع مراجعه نمايد. ج ٣ ف ص ٣٢١
س ٣٢- اينجانب هفت سال پيش به عقد مردى در آمدم و با هم به آمريكا رفتيم، بعد از پنج سال زندگى در آنجا و عدم توافق اخلاقى با شوهرم مجبور به جدايى شديم، و چون در آن موقع به هيچ مرجع قانونى شرعى راهى نداشتيم مجبور به طلاق طبق قوانين دولت آمريكا شديم.