قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٦٧ - فصل شانزدهم در كفالت
مسأله ٤- واقع ساختن كفالت، چه به طور حالّ- اگر حق بر مكفول به طور حالّ ثابت باشد- و چه مدتدار، صحيح است. و با اطلاق، در صورتى كه ثبوت حق حالّ باشد، كفالت حالّ مىباشد. و اگر كفالت مدتدار باشد، لازم است كه مدّت آن- به طورى كه به زيادى و كمى اختلاف نپذيرد- معين شود. ج ٢ ص ٣٩ (٢٧٧)
مسأله ٥- عقد كفالت لازم است كه فسخ آن جايز نيست مگر با اقاله. و قرار دادن خيار فسخ در آن براى هر كدام از كفيل و مكفولله در مدّت معينى جايز است. ج ٢ ص ٤٠
ماده ٧٣٨: ممكن است شخص ديگرى كفيل كفيل شود.
مسأله ١٤- ترامى كفالتها جايز است؛ به اينكه يك نفر ديگر، كفيل را كفالت كند و اين را كسى ديگر كفالت نمايد و به همين منوال و از آنجايى كه همه، فروع كفالت اول مىباشند و هر كفالت لاحقى فرع كفالت سابقش است، پس اگر صاحب حق، كفيل اول را ابراء كند يا كفيل اول مكفول اوّل را احضار كند يا يكى از آن دو بميرد همه برىء مىشوند. و اگر صاحب حق بعضى از افراد كفيل را كه در وسط قرار دارد ابراء نمايد او و كسى كه بعد از او واقع شده- نه كسى كه قبل از او مىباشد- برىء مىشوند. و همچنين اگر بميرد، كسى كه فرع او مىباشد، برىء مىشود.
ج ٢ ص ٤٢ (٧٥٠)
ماده ٧٣٩: در كفالت مطلق مكفولله هر وقت بخواهد مىتواند احضار مكفول را تقاضا كند ولى در كفالت موقت قبل از رسيدن موعد حق مطالبه ندارد.
مسأله ٦- در صورتى كه كفالت با تمام شرايطش تحقق پيدا كرد، براى مكفولله جايز است كه از كفيل، مكفول را در صورتى كه كفالت مطلق باشد- بنابر آنچه كه گذشت- يا در صورتى كه كفالت حالّ باشد، به طور فورى و بعد از سرآمدن مدت آن در صورتى كه مدتدار باشد، طلب نمايد؛ پس اگر مكفول حاضر باشد بر كفيل واجب است كه او را به مكفولله تسليم نمايد؛ پس اگر او را تحويل دهد به طورى كه مكفولله بر او تمكن پيدا كند تحقيقاً از آنچه كه به عهده كفيل بوده برىء مىشود. و