قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ١١٣ - فصل نوزدهم در هبه
ماده ٨٠٣: بعد از قبض نيز واهب مىتواند با بقاء عين موهوبه از هبه رجوع كند مگر در موارد ذيل:
١- در صورتى كه متهب پدر يا مادر و يا اولاد واهب باشد.
٢- در صورتى كه هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد.
٣- در صورتى كه عين موهوبه از ملكيت متهب خارج شده يا متعلق حق غير واقع شود خواه قهراً مثل اينكه متهب به واسطه فلس محجور شود خواه اختياراً مثل اينكه عين موهوبه به رهن داده شود.
٤- در صورتى كه در عين موهوبه تغييرى حاصل شود.
مسأله ٨- زمانى كه هبه با قبض كردن، تمام شد، پس اگر براى صاحب رحم- پدر يا مادر يا فرزند يا ارحامى غير از اينها- باشد، واهب در هبه حق رجوع ندارد. و اگر براى اجنبى باشد، مادامى كه عين باقى باشد حق رجوع در آن دارد، پس اگر همهاش يا بعضى از آن تلف شود به طورى كه با وجود اين تلف عرفاً عين همان عين نباشد، در آن رجوعى نمىباشد. و بنابر اقوى، شوهر و زوجه در حكم اجنبى مىباشند و احتياط (مستحب) آن است كه در هبهشان به يكديگر، رجوع نشود. و همچنين اگر متّهب، عوض آن را- ولو اينكه مختصر باشد- بدهد، رجوعى نيست؛ چه اينكه دادن عوض با شرط شدن عوض در هبه باشد و چه بدون شرط- به اينكه عقد مطلق باشد، ليكن متّهب به واهب چيزى برساند و به او عوض بدهد- فرقى نمىكند. و همچنين اگر واهب از هبهاش قصد تقرب به خداوند متعال را داشته باشد، رجوعى نيست. ج ٢ ص ٦٥
(٨٠١- ٨٠٧)
مسأله ٩- تصرف ناقل، مانند بيع و هبه، يا تصرفى كه عين را تغيير مىدهد به طورى كه با چنين تصرفى صدق كند كه عين همان عين نيست، ملحق به تلف مىباشد، مانند گندمى كه آردش كند و آردى كه با آن نان بپزد و پارچهاى كه برش بزند يا رنگش نمايد و مانند اينها، نه تصرفى كه تغيير ندهد، مانند لباسى كه آن را بپوشد و فرشى كه آن را پهن كند و چهارپايى كه سوارش شود يا علف و يا آبش دهد و مانند