قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤٠٥ - فصل سوم در موانع نكاح
آيا اين نحو شير دادن موجب نشر حرمت مىشود يا خير؟ و آيا شهادت آن زن كه مورد وثوق مىباشد و مظنّه قوىّ دارد كه همه روزه شير مىداده، مُثبِت مقدار مزبور هست يا خير؟ بالجمله ازدواج بين اين دختر با اولاد مرضعه مزبور صحيح است يا باطل؟
ج- در فرض مزبور رضاعِ موجبِ نشرِ حرمت محقّق نشده و ازدواج مانع ندارد، و تا يقين به تحقّق رضاع با شرايط معتبر حاصل نشود حكم رضاع ثابت نمىشود. ج ٣ ف ص ٢٢٨
س ٢٤- مادر كودكى پس از اينكه او را به دنيا آورده وفات نموده، و خاله كودك وى را نگهدارى نموده و شير داده، و پس از اينكه كودك به حدّ بلوغ رسيده دختر خود را به آن كودك (كه خواهرزادهاش بوده) تزويج نموده تا ثروت و دارايى آنان نصيب ديگرى نشود، و فعلًا مدّت چهار سال است كه ايشان ازدواج نموده و زندگى زناشويى دارند. آيا اين ازدواج از نظر شرع صحيح است يا خير؟ و آيا پسر، با آن دختر خواهر رضاعى نمىشود؟
ج- اگر رضاعِ موجب نشر حرمت- به شرحى كه در رساله مذكور است- متحقق شده ازدواج مزبور باطل است، و در صورت شكّ در آن، ازدواج محكوم به صحّت است. ج ٣ ف ص ٢٢٨- ٢٢٩
س ٢٥- مردى زنش را در حالت حمل طلاق داد و او بعد از طلاق دخترى زاييد. والد، دختر مذكوره را در قبيله خود از شير يك زن تقريباً سه دفعه سيراب كرده و معلوم نيست كه شرايط رضاع محقّق شده يا نه؟ آيا عقد بين دختر مذكور و پسر زنى كه به اين دختر شير داده اشكال دارد؟
ج- در فرض مرقوم محرميّت حاصل نيست، و ازدواج مانع ندارد. ج ٣ ف ص ٢٢٩
س ٢٦- اينجانب فردى مسلمان و شيعه مىباشم كه سه سال گذشته با دخترى هم دين و مذهب خودم ازدواج نمودم، بعد از مدّتى صاحب دختر بچّهاى شديم، در مرحله اوّل مدّت يك هفته شير مادر خودش را خورد و گاهى هم شير از مادر بزرگش، و بعد از يك هفته مادرِ بچّهام يعنى همسرم مريض شد و دختر ما مدّت چهار شبانهروز شير از پستان مادربزرگش كه مادر عيال اينجانب مىباشد مرتب خورده، و در اين چهار