قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٤١ - فصل سوم در شرايط و جمله از موانع ارث
كافر، اگر چه جريان آن در جد مطلقاً خالى از وجه نمىباشد.
ج ٢ ص ٣٩١- ٣٩٢
(١١٦٠ ق. م)
مسأله ٨- مسلمانها از همديگر ارث مىبرند اگرچه در مذاهب و اصول و اعتقادات اختلاف داشته باشند، پس اهل حق آنان از اهل باطل آنها و برعكس؛ و اهل باطل آنان از اهل باطل آنها ارث مىبرند. البته غلات كه محكوم به كفر مىباشند و خوارج و ناصبىها و كسى كه بعضى از ضروريات دين را با توجه انكار نمايد و ملتزم به لوازم انكار باشد، كافر يا در حكم كافر مىباشند، پس مسلمان از آنها ارث مىبرد و آنها از مسلمان ارث نمىبرند. ج ٢ ص ٣٩٢
(٧)
مسأله ٩- كفار از همديگر ارث مىبرند اگرچه در ملل و نحل، اختلاف داشته باشند؛ پس نصرانى از يهودى ارث مىبرد و بر عكس، بلكه شخص حربى از ذمّى ارث مىبرد و بر عكس، ليكن در ارث بردن بعضى از آنها از بعضى، نبود وارث مسلمان، شرط است چنانكه گذشت. ج ٢ ص ٣٩٢
(٧)
مسأله ١٠- مرتد- و او كسى است كه از اسلام خارج شده و كفر اختيار نموده است- بر دو قسم است: فطرى و ملى؛ مرتد فطرى كسى است كه يكى از پدر و مادرش در حال انعقاد نطفه او، مسلمان باشند، سپس بعد از بلوغش اظهار اسلام نمايد و پس از آن از اسلام خارج شود. و مرتد ملى كسى است كه پدر و مادرش در حال انعقاد نطفه او كافر باشند سپس بعد از بلوغ اظهار كفر نمايد، پس كافر اصلى شود و پس از آن اسلام بياورد سپس به كفر برگردد، مانند نصرانى اصلى كه اسلام بياورد سپس مثلًا به نصرانيتش برگردد. پس مرتد فطرى اگر مرد باشد زوجهاش از او جدا مىشود و نكاحش- بدون طلاق- منفسخ مىشود و عده وفات مىگيرد، سپس اگر بخواهد (با شخص ديگرى) ازدواج مىكند. و اموال او كه در وقت ارتداد مال او بوده، بعد از اداى ديون او، مانند ميت، بين ورثهاش تقسيم مىشود و انتظار مرگ او كشيده نمىشود و توبه و رجوعش به اسلام در برگشتن زوجه و مالش به او، فايده ندارد. البته توبهاش باطناً و نيز ظاهراً- نسبت به بعضى از احكام- قبول مىشود، پس بدنش پاك و عباداتش صحيح مىشود و اموال جديدى را كه با اسباب اختيارى، مانند تجارت و