قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤٧١ - فصل هفتم در مهر
آن واقع شده است مال زوج مىگردد و شوهر چيزى را از نماى منفصل آنكه قبلًا بوده است، استحقاق پيدا نمىكند. ج ٢ ص ٣٢٠
- ر. ك: ١٠٤٦- توجه- مس/ ٣.
-^^^ ١٠٧٠/ مس/ ٢٢.
- ر. ك: ١٠٩٢ س ٢٦.
س ١٨- شخصى سفيه (كه گاهگاهى هم حالت جنون پيدا مىكند) با زنى ازدواج كرده و زن در خانه آن مرد زندگى كرده و دو فرزند از او پيدا كرده است، اكنون دوازده سال است كه آن زن از خانه او بيرون رفته و به هيچ عنوان راضى نمىشود به خانه او برگردد و زندگى كند و مدّعى طلاق است. آيا اجازه مىفرمائيد زن را طلاق دهند؟ و تكليف مهريّه زن از چه قرار است؟ لازم به تذكّر است كه مرد نامبرده قبل از ازدواج هم همين حالت را داشته است.
ج- اگر زن عيب مرد را مىدانسته و با اين حال اقدام به ازدواج كرده تا مرد به اختيار او را طلاق ندهد زوجيّت باقى است و در هر حال مهريّه خود را حقّ دارد. ج ٣ ف ص ٨٤
(١١٢٦)
س ٢١- حقير چند سال پيش دخترى را به همسرى خود اختيار نمودم، بعداً ديدم شكمش جرّاحى شده است، از او سؤال نمودم چه شده؟ گفت كليهام را جرّاحى كردهام، بعداً فهميدم سر من كلاه گذاشته؛ زيرا او را جرّاحى رحم كرده بودند و عقيم بود، اكنون مدّت نه ماه است كه خانه مرا ترك كرده و هيچ اعتنايى به من نمىكند، و من مهريّه او را به اقساط مىدهم، حال از امام امت مىخواهم آيا اين زن تمام مهريّه را حقّ دارد يا خير؟ و نفقه او در شرع مقدّس اسلام چه حكمى دارد؟ و اگر او را طلاق دهم حقّ نفقه او در حال عدّه چگونه است؟
ج- بايد مهريّه او را بپردازيد، و اگر از شما تمكين ندارد نفقه واجب نيست، و اختيار طلاق با شماست. ج ٣ ف ص ٨٥
(١١٠٨- ١١٣٣)
س ٢٨- شخصى با ارتكاز ذهنى بكارت با دخترى ازدواج كرده، منتهى بدون اشتراط در متن عقد، ليكن بناى خارجى متعاقدين بر آن بوده است ولى بعد از دخول