قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٨١ - فصل هفدهم در صلح
متروكات موروثى خود را طبق سند محضرى رسمى به يكى از برادران صلح و اقرار به صلح نمودهاند. همچنين اقرار و اعتراف نمودهاند كه كليه سهمالارث پدرى خود اعم از منقول و غير منقول را از برادر خود دريافت نمودهاند چند سال پس از صلح و اقرار و اعتراف، مصالحين و مقرين مزبور مدعى همان مورد صلح و اقرار شدهاند آيا طبق احكام شرع اسلام، مصالحين و مقرين مزبور مىتوانند مدعى چنين حقوقى نسبت به مورد صلح و اقرار باشند يا خير؟ و آيا حقوق شرعى متصالح و وراث متصالح به مورد صلح و اقرار ثابت است و مراجع قضايى حق رسيدگى به ادعاى مصالحين و مقرين مزبور را پس از صلح و اقرار دارند يا خير؟
ج- اگر صلح به نحو صحيح شرعى انجام شده و حق خيار فسخ براى صلحكننده نباشد حق مطالبه حقوق صلح شده را ندارد و در صورت اختلاف بايد به محكمه شرعيه رجوع شود. ج ٢ ف ص ١٨٥- ١٨٦
س ٨- هرگاه شخصى منافع اموال منقول و غير منقول خود را به كسى صلح كند كه «مصالحله» مادامى كه زنده است از منافع آن به هر نحو كه خواسته باشد استفاده كند در صورتى كه شخص مصالح قبل از مصالحله فوت شود آيا مفاد صلح مزبور به قوّت خود باقى است يا محتاج به تنفيذ ورثه مصالح خواهد بود؟
ج- صلحى كه طبق ضوابط شرعى در حيات مصالح انجام گرفته پس از فوت او نيز به قوت خود باقى است و نياز به تنفيذ ورثه ندارد. ج ٢ ف ص ١٨٦
س ٩- دخترى داراى طلاجات زيادى بود كه آنها را دزد برد بدون اينكه پدر مقصر باشد ولى دختر روزگار پدر را سياه كرد تا اينكه پدر ناچار شد يك قطعه باغ را بدون اجراى صيغه به او واگذار نمايد بعداً عموى دختر بعد از اينكه او شوهر كرد در برابر يك صلحنامه كه به امضاى پدرش رسيده است براى اين دختر يك خانه با زيربنا و محوطه و اطراف آن سيصد متر مربع ساخته است و دختر بقيه زمين را كه در حدود تقريبى دو هزار متر مربع است به عمويش واگذار نمود كه آن مقدار زمين در تصرف عمو بود تا اينكه بعد از ساختن خانه، دختر و شوهرش در آن سكونت كردند و ادعاى