قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥٤٢ - مبحث اول در كليات
دختر براى طلاقِ دخترِ خود به دادسرا مراجعه كرد- البتّه در زمان طاغوت- و پدر دختر به پسر گفت من به شما پولى خواهم داد كه طلاق دختر مرا بدهى، ولى بعد از اينكه كارهايشان را درست كردند و پسر را راضى به طلاق دختر كردند پدر دختر پولى به پسر نداد، و در غياب پسر طلاق دخترش را گرفت، و پسر هم گفت: من به اين طلاق راضى نيستم. بعد از اينكه سه روز از طلاق دختر گذشت دختر را به عقد جوان ديگرى در آوردند. حال بفرمائيد با اينكه قرار بود پسر پولى از پدر دختر بگيرد و بعد در دادگاه حاضر شود و طلاق دختر را بدهد آيا اين عقد درست است يا نه؟
ج- اجراى صيغه طلاق اگر با اجازه شوهر نبوده باطل است، و زناشويى به حال خود باقى است. و عقد دوّم باطل و زن بر آن مرد حرام است. ولى اگر در حين طلاق شوهر آن را اجازه داده طلاق صحيح است و نارضايى بعد از طلاق اثرى ندارد. ج ٣ ف ص ٣٠٩
(١٠٥٠- ١١٤٥- ٢٤٧)
س ٣- زن و شوهرى نمىتوانند با هم سازش كنند و به زندگى مشترك ادامه دهند، و شوهر حاضر به طلاق دادن زن نيست، زن با چه شرايطى مىتواند طلاق بگيرد؟
ج- اختيار طلاق با شوهر است. ج ٣ ف ص ٣٠٩
س ٤- اينجانب مدّت بيست سال با شوهرم زندگى كردهام، چهار ماه است كه مرا از منزل بيرون كرده و بدون تأمين معاش در خانه برادرم بهسر مىبرم؛ با توجّه به اينكه من به هيچ وجه حاضر به طلاق نيستم آيا اوّلًا شوهرم مىتواند بدون خواسته من مرا مطلّقه نمايد؟ و آيا برابر مقرّرات تا زمانى كه مرا طلاق نداده مىتواند مرا از منزل بيرون كند؟ و هيچ نوع مخارجى به من ندهد؟
ج- اختيار طلاق با شوهر است، و تا زن را طلاق نداده در صورتى كه زن حاضر به تمكين و اطاعت در حقوق او باشد بايد نفقه او را بدهد. ج ٣ ف ص ٣١٠
(١١٠٨)
س ٥- پسرى با دخترى عقد ازدواج بسته است، بعد از مدّتى بر اثر عواملى دختر منصرف شده و با بخشيدن مهريّه خود تقاضاى طلاق مىنمايد، امّا پسر اضافه بر مهريّه