قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥٤٤ - مبحث اول در كليات
ج- طلاق بدون اذن شوهر باطل است، و بعد از تحقّق دخول تمام مهر را بايد بدهد. ج ٣ ف ص ٣١٩
٢- آيا شوهر مىتواند (با اجازه زن) براى مدّتى زنى را صيغه يا عقد نمايد؟
ج- ازدواج زن ديگر- موقّت يا دايم- جايز است و بايد رعايت مقرّرات دولت اسلامى بشود. ج ٣ ف ص ٣١٩
٣- اگر زن با ميل خود خواست كما فىالسابق به زندگى خود ادامه دهد آيا مسئول و گنهكار است؟ با توجّه به اينكه اگر طلاق بگيرد مىتواند از شوهر ديگر بچّهدار شود.
ج- صبر زن با شوهر مذكور اشكال ندارد. ج ٣ ف ص ٣١٩
س ٥٦- لطفاً به اين مسأله پاسخ فرماييد كه آيا مردى بدون اجازه همسر خود مىتواند وى را طلاق دهد؟
ج- اختيار طلاق در دست مرد است، ولى چنانچه در اين باره در دولت اسلامى مقرّراتى باشد بايد مراعات شود. ج ٣ ف ص ٥٠١
ماده ١١٣٤: طلاق بايد به صيغه طلاق و در حضور لااقل دو نفر مرد عادل كه طلاق را بشنوند واقع گردد.
مسأله ١- طلاق فقط با صيغه خاصى واقع مىشود و آن قول او: «انت طالق» يا «فلانة ...» يا «هذه ...» يا آنچه از الفاظى كه بر تعيين مطلقه دلالت مىكند، كه شبيه اينها باشد؛ پس با «انت مطلقَة» يا «طلقت فلانة» بلكه با «انت الطالق» تا چه رسد به كنايه مانند «انت خليّة» يا «انت بريّة» يا «حبلك على غاربك» يا «الحقى بأهلك» و مانند اينها طلاق واقع نمىشود؛ اگر چه قصد طلاق را بكند حتى با قول او: «اعتدّى» كه مقصود از آن طلاق باشد، بنابر اقوى واقع نمىشود. ج ٢ ص ٣٥١
(١٩٣)
مسأله ٢- واقع ساختن طلاق بيشتر از يك زن با يك صيغه جايز است پس اگر بگويد: «زوجتاى طالقان» يا «زوجاتى طوالق» طلاق همه صحيح است. ج ٢ ص ٣٥١
مسأله ٣- طلاق با آنچه كه از لغتهاى ديگر هم رديف صيغه عربى مذكور است در صورت قدرت بر صيغه عربى، واقع نمىشود و با عجز از آن صحيح است. و با