قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٦١٤ - باب سوم در ولايت قهرى پدر و جد پدرى
- ر. ك: ٣٤٥/ مس/ ١٩.
- ١١٧١/ مس/ ١٧.
- ر. ك: ١١٧١ س ١١، ٢٥.
ماده ١١٨٩: هيچ يك از پدر و جد پدرى نمىتواند با حيات ديگرى براى مولّىعليه خود وصى معين كند.
س ٨٦- اگر كسى از دنيا برود آيا مىتواند با فرض داشتن پدر، براى فرزندانش، مادر آنان- يا غير مادر- را قيّم صغار قرار دهد؟ يا حقّ قيمومت براى جدّ پدرى باقى است؟
ج- با وجود جدّ پدرى صغار، نصب قيّم اثر ندارد. ج ٢ ف ص ٤٤٧
ماده ١١٩٠: ممكن است پدر و يا جد پدرى به كسى كه به سمت وصايت معيّن كرده اختيار تعيين وصى بعد از فوت خود را براى مولّىعليه بدهد.
- ر. ك: ٨٥٥ س ٦٣.
س ٦٧- موصى براى اداره اموال و سرپرستى اولاد خود يك وصى منصوب مىنمايد و در وصيّت نامه نيز به او اذن مىدهد كه پس از فوتش براى سرپرستى اولاد و اداره «ماترك» وصى تعيين نمايد؛ آيا شرعاً وصىّ منصوب از طرف موصى (متوفّى)، حقّ تعيين وصى براى اداره اموال و سرپرستى اولاد متوفّى را دارد يا خير؟
ج- وصىّ نمىتواند در كار وصيّت ديگرى را وصىّ خود قرار دهد.
ج ٢ ف ص ٤٣٧- ٤٣٨
ماده ١١٩١: اگر وصى منصوب از طرف ولى قهرى به نگاهدارى يا تربيت مولّىعليه و يا اداره امور او اقدام نكند يا امتناع از انجام وظايف خود نمايد منعزل مىشود.
- (حدود اختيارات وصى، ر. ك: ٣٤٥/ مس/ ١٩).
ماده ١١٩٢: ولىّ مُسلِم نمىتواند براى امور مولّىعليه خود وصى غير مُسلِم معين كند.
- (مصداق ديگر از موارد نفى سبيل. ر. ك: ٦٥٨/ مس/ ٣).