قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٠٣ - مبحث چهارم در ميراث زوج و زوجه
ارث مىبرد؛ به اين معنى كه اگر شوهر بعد از آنكه در حال مرض او را طلاق دهد به همان مرض- نه به سبب ديگر بنا بر اقرب- بميرد، چنانچه فوتش بعد از يك سال از وقت طلاق ولو يك روز يا كمتر باشد از او ارث نمىبرد و اگر به اندازه سال و كمتر از آن باشد از مرد ارث مىبرد، چه طلاق رجعى باشد يا بائن. و اين سه شرط دارد: اوّل آنكه زن ازدواج نكند؛ پس اگر بعد از انقضاى عدهاش ازدواج كند، سپس شوهر بميرد، ارث نمىبرد. دوّم آنكه از آن مرضى كه او را در آن طلاق داده، خوب نشود؛ پس اگر از آن مرض خوب شود سپس مريض شود و در اثناى سال بميرد ارث نمىبرد، مگر اينكه در اثناى عده رجعى بميرد. سوّم آنكه طلاق به خواهش زن نباشد؛ پس زن مختلعه و مباراتى ارث نمىبرد؛ چونكه طلاق به خواهش او بوده است. ج ٢ ص ٣٦٩
ماده ٩٤٥: اگر مردى در حال مرض زنى را عقد كند و در همان مرض قبل از دخول بميرد زن از او ارث نمىبرد ليكن اگر بعد از دخول يا بعد از صحت يافتن از آن مرض بميرد زن از او ارث مىبرد.
مسأله ٣- اگر مرد مريض در مرضش ازدواج كند چنانچه به زن دخول نمايد يا از آن مرض خوب شود، از همديگر ارث مىبرند. و اگر در مرضش بميرد و دخول نكرده باشد عقد باطل است و براى زن، مهر و همچنين ميراثى نيست. و همچنين است اگر زن در مرض مرد كه متصل به موت است قبل از دخول بميرد مرد از او ارث نمىبرد. و اگر زن در حالى كه مريض است ازدواج كند و شوهر مريض نباشد سپس زن يا مرد بميرند از همديگر ارث مىبرند. و در دخول فرقى بين قُبُل و دُبر نيست. چنانكه ظاهراً آنچه معتبر است اين است كه مرگ مرد قبل از خوب شدن، مقارن اين مرض اتفاق بيفتد نه آنكه مردن او به جهت اين مرض باشد؛ پس اگر در اين مرض به علت ديگرى هم بميرد از همديگر ارث نمىبرند. و ظاهر آن است كه طولانى بودن مرض و كوتاهى آن فرق نمىكند. و اگر مرض شبيه ادوارى باشد، به طورى كه در وقتى كه وقفه پيدا مىكند، گفته مىشود كه خوب نشده است چنانچه در آن بميرد ظاهراً توارثى نيست و احتياط (مستحب)، مصالحه نمودن است. ج ٢ ص ٤٢٣
٩٤٥- (درباره ساير اعمال مريض در مرض منجر به موت) ر. ك: ذيل ١٢٥٦