قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٩٢ - فصل اول در موجبات ارث و طبقات مختلفه وراث
مسأله ٦٥- اگر وارث، اصل وصيت را اقرار نمايد مانند بيگانه است، پس حق ندارد وصايت كسى را كه ادعاى آن را دارد، انكار نمايد و انكار از او شنيده نمىشود مانند غير او. البته اگر وصيت متعلق باشد به افراد قُصَّر، يا عناوين عمومى مانند فقرا، يا وجوه قربى مانند مساجد و زيارتگاهها، يا خود ميت مانند استيجار عبادات و زيارات براى او و مانند اينها، هر كسى مىداند كه مدعى وصايت دروغ مىگويد مخصوصاً اگر خيانت را از او ببيند، حق دارد او را انكار نمايد و از باب حسبه با او نزد حاكم ترافع نمايد؛ ليكن وارث و بيگانه، در اين مطلب مساوى مىباشند، مگر در چيزى كه به امور ميّت تعلق داشته باشد؛ زيرا بعيد نيست كه وارث از غير وارث، اولويت داشته باشد و حق دعوى، قبل از ديگران به او اختصاص داشته باشد. ج ٢ ص ١١٨
باب دوم: در ارث
فصل اول: در موجبات ارث و طبقات مختلفه ورّاث
ماده ٨٦١: موجب ارث دو امر است: نسب و سبب.
و آنها (موجبات ارث) عبارتند از نسب و سبب.
س ١- كسانى هستند كه، چون فرزند نداشتهاند نوزادى را از طفوليّت گرفته و بزرگ كردهاند، آيا اين فرزند اگر دختر باشد به پدرخواندهاش و اگر پسر باشد به مادرخواندهاش محرم است؟ آيا پس از فوت پدر يا مادرخوانده، اين فرزند حقّ ارث هم دارد؟
ج- محرم نيست، و ارث نمىبرد. ج ٣ ف ص ٢٣٥
س ٢- من و همسرم از نعمت داشتن اولاد محروم مانديم، لذا فرزندى را پذيرفته و براى او نيز شناسنامه رسمى گرفته و همه تشريفات قانونى را بجا آورديم، و در تربيت و آموزش و پرورش او، نهايت تلاش را مبذول داشتيم، و اينك دخترى است ١٩ ساله داراى ديپلم و بحمدالله با ايمان، متعهّد و مكتبى.
همسرم در اثر سكته مغزى بدون اينكه وصيّتنامهاى از خود بجا گذارد فوت نمود. اينك برادرزادهها و خواهرزادههاى همسرم هجوم آورده و قصد تصاحب اموال ما را