قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٦٨٧ - باب اول در موارد شهادت
دعوى داشته باشد و نيز شهادت كسانى كه تكدى را شغل خود قرار دهند پذيرفته نمىشود.[١]
مسأله ١٢- اگر بيّنه را حاضر كند، پس اگر معلوم باشد يا قراين شهادت بدهد كه مدّعى بعد از حضور بيّنه، اقامه آن را نمىخواهد، حاكم حق ندارد بيّنه بخواهد. و اگر معلوم باشد يا احوال شهادت بدهد كه مدعى مىخواهد اقامه بينه نمايد پس حاكم حق دارد بيّنه بخواهد. و اگر حال معلوم نباشد و در آن شك شود، حاكم حق ندارد از شهود بخواهد (كه شهادت دهند)؛ البته مىتواند از مدعى سؤال كند كه اقامه بيّنه را خواسته يا نه. ج ٢ ص ٤٤٨
مسأله ١٣- اگر بيّنه شهادت بدهد، پس اگر حاكم فسق آنها را مىداند، شهادت آنها را ردّ مىكند. و همچنين است اگر بداند كه بعضى از شرايط شهادت را ندارند. و اگر عدالت و جامع بودن شرايط آنها را مىداند، شهادتشان را قبول مىكند. و اگر حال آنها مجهول باشد صبر مىكند و از حالشان جويا مىشود و به آنچه كه مقتضى است عمل مىنمايد. ج ٢ ص ٤٤٨
مسأله ١٤- اگر حاكم فسق يا جامع شرايط نبودن بيّنه را مىداند آنها را بدون انتظار تزكيه ردّ مىكند، ليكن اگر مدعى ادعا كند كه حاكم در اعتقادش اشتباه كرده است از او مسموع است؛ پس اگر دعوايش را ثابت كرد كه همان و گرنه بر حاكم است كه شهادت آنها را كنار بيندازد. و همچنين است اگر عدالت و جامع بودن شرايط آنها ثابت باشد كه احتياج به تزكيه ندارد و به علم خودش عمل مىنمايد و اگر منكر جرح آنها يا جرح يكى از آنها را ادعا نمايد قبول مىشود؛ پس اگر دعوايش را ثابت كرد، آنها را ساقط مىكند وگرنه حكم مىكند. و براى حاكم جايز است كه در عدالت و فسق، به استصحاب، تكيه نمايد. ج ٢ ص ٤٤٨
مسأله ١٥- اگر حاكم حال آنها را نداند واجب است كه براى مدعى بيان كند كه مىتواند آنها را با شهود تزكيه نمايد- اگر مدعى آن را نداند- پس اگر با بيّنه مورد
[١]. الحاقى مصوب ١٤/ ٨/ ٧٠.