قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٣٢ - فصل اول در كليات
صغير قرار داده مىشود وصىّ ناميده مىشود.
صدر مسأله ١- وصيت يا تمليكى است مثل اينكه به چيزى از تركهاش براى زيد وصيت نمايد- و به آن ملحق مىشود وصيت كردن به مسلط شدن بر حق- و يا عهدى است مثل اينكه وصيت مىكند به آنچه كه متعلق است به تجهيزش يا به اجير گرفتن براى حج يا نماز يا مانند اينها براى او؛ و يا فكّى است كه به فكّ ملكى تعلق دارد مانند وصيت كردن به آزاد نمودن. ج ٢ ص ١٠١
مسأله ١- اگر براى انسان، نشانههاى مرگ آشكار شود، واجب است آنچه كه از اموال مردم از وديعهها و مالالتجارهها و مانند اينها نزدش است به صاحبان آنها برساند. و همچنين آنچه كه از خالق متعال به عهده او است مانند قضاى نماز و روزه و كفارات و غير اينها يا از خلق به عهدهاش است اداى آنها واجب است، مگر ديون مدتدار. و اگر خودش از رساندن و انجام دادن متمكن نبود واجب است وصيت كند كه آنچه از اموال مردم نزد او است، به صاحبان آنها رسانده شود و بر وصيت شاهد بگيرد، خصوصاً اگر اموال متعلق به مردم بر ورثه مخفى باشد. و همچنين واجب است كه به اداى آنچه كه از حقوق مالى مردم كه به عهده او است، مانند ديون و ضمانها و ديات و ارش جنايتها يا از خالق به عهده او است مانند خمس و زكات و كفارات و مانند اينها وصيت نمايد. بلكه بر او واجب است كه وصيت نمايد به اينكه براى آنچه كه از واجبات بدنى كه نايب و اجير گرفتن در آنها صحيح است از طرف او اجير بگيرند مانند قضاى نماز و روزه؛ در صورتى كه وليّى نداشته باشد كه آنها را قضا نمايد، بلكه ولو اينكه داراى وليّى باشد كه عمل از او صحيح نيست، يا از كسانى باشد كه به انجام دادن او اطمينانى نباشد يا عمل او را نادرست مىداند. ج ٢ ص ١٠١
مسأله ٢- اگر اموال مردم نزد او باشد يا به عهدهاش حقوق و واجباتى باشد ليكن مىداند يا اطمينان دارد به اينكه بازماندگان او، اموال را مىرسانند و حقوق و واجبات را ادا مىنمايند، رساندن آنها و وصيّت كردن بر او واجب نيست، اگر چه احوط و اولى است. ج ٢ ص ١٠٢