قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤٨٠ - فصل هفتم در مهر
- ر. ك: ٨٦٩ س ٥٦- (هرگاه شوهر قبل از نزديكى فوت كند ر. ك: ١٠٨٢ س ١٣٩)- ١١٢٨ س ٢٤.
مسأله ١٣- اگر قبل از دخول، زن را طلاق دهد، نصف مهر المسمى ساقط مىشود و نصف آن باقى مىماند، پس اگر دين بر او باشد و آن را ادا ننموده باشد ذمّهاش از نصف برىء مىشود. و اگر عين باشد مشترك بين زوج و زوجه مىشود. و اگر آن را به او داده باشد، در صورتى كه باقى باشد نصف آن را برمىگرداند و اگر تلف شده باشد، نصف مثل آن را- اگر مثلى باشد- و نصف قيمت آن را- اگر قيمى باشد- برمىگرداند. و نقل آن به ديگرى با نقل لازم، در حكم تلف است و اگر با نقل جايز باشد، احوط (وجوبى) برگرداندن عين و دادن نصف آن است، در صورتى كه زوج آن را مطالبه نمايد. ج ٢ ص ٣٢٠
(٣٠٣)
مسأله ١٤- اگر يكى از دو زوج قبل از دخول بميرد، اقوى نصف نمودن مهر است مانند طلاق، خصوصاً اگر زن فوت كرده باشد. و احوط اولى مصالحه است خصوصاً اگر مرد فوت كرده باشد. ج ٢ ص ٣٢٠
مسأله ١٦- اگر زن مرد را از صداقى كه به عهده مرد است ابراء نمايد، سپس مرد قبل از دخول او را طلاق دهد به نصف آن بر زن رجوع مىكند. و همچنين است اگر صداق عين باشد و زن آن را به او ببخشد، در نصف مثل آن يا قيمت نصف آن به زن رجوع مىكند. ج ٢ ص ٣٢٠
(٢٨٩)
مسأله ١٧- دخولى كه تمام مهر با آن استقرار پيدا مىكند، مطلق وطى- ولو در دُبُر- است. و اگر زن و شوهر بعد از آنكه مرد او را طلاق داد اختلاف كردند، پس زن ادعا كرد كه دخول شده، ولى مرد آن را انكار نمود قول، قول مرد است با قسمش. و مرد مىتواند قسم را از خود دفع نمايد، به اينكه بيّنه بر عدم دخول- در صورتى كه ممكن باشد- اقامه نمايد مانند اينكه زن ادعاى دخول در قُبل نمايد و باكره بوده باشد و مرد بيّنه داشته باشد كه بكارت زن باقى است. ج ٢ ص ٣٢٠- ٣٢١
(١٢٥٧)
س ٢٦- اگر مرد جوانى با دخترى ازدواج نمايد و در عقد شرط نكند كه دختر باكره باشد (ولى معمول بر اين است كه دختر باكره باشد، و ديگر لازم نمىدانند كه