قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٧٧ - فصل دوم قابليت صحى براى ازدواج
بفرمائيد كه ما چه كار كنيم كه از نظر شرعى گناهى مرتكب نشويم و اشكال نداشته باشد؟
ج- بدون عقد بر يكديگر محرم نيستند، و عقد بايد با اجازه پدر دختر باشد.
ج ٣ ف ص ١٦٩
س ٢٧- پدرى به خاطر اينكه اجازه عقد را نداده به دادگاه شكايت كرده و حكم به ابطالِ عقدِ واقع شده گرفت، و بنابر احتياط طلاق را جارى كرده ولى دختر و پسر مجدّداً به ازدواج هم در آمدهاند با توجّه به اينكه آنها دختر دايى و پسر عمّه بوده و همديگر را دوست داشته و به احتمال زياد زوجه حامله مىباشد تقاضا داريم كه حكم شرعى را بيان فرمائيد؟
ج- اگر قبل از عقد دوّم دخول محقّق شده عقد ازدواج دوّم صحيح است و احتياج به اذن و اجازه پدر ندارد. ج ٣ ف ص ١٧٠
س ٢٨- نظر به اينكه در توضيحالمسائل اجازه پدر را براى ازدواج دخترش شرط فرمودهايد، ولى در جلد دوّم تحريرالوسيله اجازه پدر را در بعضى از صور مسأله براى دخترى كه به سنّ رشد شرعى رسيده باشد شرط نفرمودهايد، مستدعى است نظر خود را در مورد دخترى كه كبيره و رشيده است و مىخواهد ازدواج كند ولى پدر دختر اجازه نمىدهد بيان فرمائيد، كه به كدام يك از دو نظريه مذكور عمل شود.
ج- ازدواج دختر باكره بايد با اجازه پدر باشد، بلى اگر پسر كفو عرفى و شرعى دختر باشد و دختر ميل به ازدواج دارد و بترسد كه اگر با او ازدواج نكند ديگر شوهر خوبى براى او پيدا نشود پدر نمىتواند او را از ازدواج منع كند. ج ٣ ف ص ١٧٠
س ٢٩- شما در امر ازدواج اجازه پدر را در مورد دختر باكره شرط مىدانيد، بفرمائيد اگر دختر باكرهاى پدر نداشته باشد اجازه چه كسى شرط است؟ و آيا اجازه مادر و برادرش همانند اجازه پدر است يا خير؟
ج- اگر پدر و جدّ پدرى ندارد اجازه خودش كفايت مىكند و اجازه ديگران شرط نيست. ج ٣ ف ص ١٧٠- ١٧١
س ٣٠- دختر شانزده سالهاى را پدرش در غياب او به عقد من در آورد، امّا وقتى