قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٧٦ - فصل دوم قابليت صحى براى ازدواج
ج- موقوف است به اجازه پدر يا جدّ پدرى دختر. ج ٣ ف ص ١٦٧
س ٢٣- دخترى را پدر و مادرش با اكراه و اجبار به عقد كسى در مىآورند، و او را وادار مىكنند كه به اتاق عقد بيايد و در حضور عاقد بلى بگويد، و بالأخره او بلى مىگويد ولى در دل راضى نيست. آيا چنين عقدى صحيح است يا خير؟ و در صورت صحيح نبودن آيا به طلاق احتياج هست يا نه؟
ج- اگر عقد با اذن و رضايت پدر بوده و شوهر كفو دختر است احتياط آن است كه يا دختر عقد را اجازه كند و يا بدون طلاق با فرد ديگر ازدواج ننمايد.
ج ٣ ف ص ١٦٨
س ٢٤- حضرت امام اذن پدر را در دختر باكره احتياط واجب مىفرمايند، در بعضى موارد پسر و دختر به هم علاقه دارند و لازم مىبينند قبل از ازدواج بيشتر با هم آشنا شوند و معاشرتهايشان حرام نباشد، ولى تحصيل اذن پدر به واسطه شرم و حيا و موانع ديگر مشكل است، آيا امام اجازه مىفرمايند كه اين احتياط ترك شود و بدون اذن ولىّ، صيغه محرميّت جارى گردد يا خير؟
ج- ازدواج دختر باكره منوط به اجازه پدر است، و فرقى بين ازدواج دايم و منقطع نيست. ج ٣ ف ص ١٦٨- ١٦٩
س ٢٥- اگر دخترى باكره نباشد، ولى عدم باكره بودن او مستند به زنا باشد، آيا همين براى صحّت ازدواج بدون اذن پدر كافى است يا خير؟
ج- بعيد نيست عدم الحاق به بكر، لكن احتياط در آن ترك نشود. ج ٣ ف ص ١٦٩
س ٢٦- اينجانب دخترى هستم هيجده ساله كه مدّت هشت ماه است يكى از افراد فاميل از من خواستگارى كرده و خانوادهام نيز قبول كردهاند، و اينان بارها آمدهاند و گفتهاند كه «اجازه بدهيد صيغه را بخوانيم تا پسر و دختر به همديگر محرم بشوند» امّا خانواده من قبول نمىكنند، و مىگويند «پسر اگر مىخواهد بيايد و برود، ولى ما نمىگذاريم صيغه بخوانيد» من هم حاضر نيستم و مىگويم گناه دارد. از طرفى هم پسر مىگويد ما بايد درباره زندگى آيندهمان حرف بزنيم. آيا مىشود بدون اجازه پدر و مادر براى يك مدّت معيّنى با شرايط معيّن، صيغه محرميّت بخوانيم يا نه؟ و اگر ممكن است