قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٧٣ - فصل دوم قابليت صحى براى ازدواج
دخترى مىباشند به سنّ بلوغ، مىترسم كه احساسات نوجوانى ما را به گناه اندازد. آيا به نظر شما مىتوانيم صيغه عقد موقّت بين خود بخوانيم و پدر و مادرها هيچگونه اطّلاعى نداشته باشند؟ مشروط بر اينكه اگر صيغه عقد بخوانيم هيچگونه نزديكى با هم نخواهيم داشت.
ج- پدر دختر بايد اجازه بدهد ولى اجازه پدر پسر لازم نيست.
ج ٣ ف ص ١٦٢- ١٦٣
س ١١- جوانى به خواستگارى دخترى مىرود (كه برادر او عضو بسيج است و حدود پنج ماه است كه به اسارت متجاوزين بعثى درآمده) خانواده دختر جواب مىدهند: «از دين و اخلاق يا لحاظ ديگر شما راضى هستيم و خود دختر نيز همينطور، ولى براى انجام اين پيوند بايد صبر كنى تا اسير جنگى ما (برادر دختر) برگردد» و اين امر باعث انجام نشدن ازدواج مىگردد. آيا از نظر شرعى درست است كه خانواده دختر صبر كنند تا اسير آنان آزاد شود؟
ج- اختيار با پدر دختر است، مگر آنكه دختر ميل به ازدواج داشته باشد و پسر حاضر نباشد صبر كند و پدر اگر فعلًا موافقت نكند خوف آن باشد كه بعداً خواستگارى كه كفو دختر باشد پيدا نشود، در اين صورت ولايت پدر ساقط است. ج ٣ ف ص ١٦٣
س ١٢- اگر شخصى پدر نداشته باشد و تحت تكفّل مادر باشد براى ازدواج او (با صيغه موقّت باشد و يا عقد دايم) اذن چه كسى واجب است؟ آيا اجازه اجداد شرط است يا نه؟
ج- اگر دختر است و جدّ پدرى دارد بايد با اجازه او عقد كند. ج ٣ ف ص ١٦٤
س ١٣- الف: آيا دخترى كه پدر و پدربزرگ نداشته باشد مىتواند ازدواج موقّت بكند؟
ج- مانع ندارد. ج ٣ ف ص ١٦٤
ب: اگر پدر داشته باشد ولى در شهر ديگرى باشد و به آسانى تماس با او ممكن نباشد چطور؟