قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٢ - زمان در هستى زمانى بيرون از هويت هستى نيست
مسئله نيز بروشنى معلوم مىشود كه زمان هر موجودى، مقوم آن موجود است؛ يعنى همانگونه كه حقيقت حركت يا زمان داراى مراتب طولى و متفاوت است، هستى در زمان نيز داراى مراتب زمانى متفاوت است و هر مرتبه از مراتب هستى در زمان به هيچ وجه بيرون از هويت آن نيست. پس مرتبۀ هستى در زمان، امرى نيست كه از خارج بر آن عارض شده باشد؛ بلكه مرتبۀ هستى در زمان عين هويت آن هستى است. به عبارت ديگر، زمان نسبت به هستى در زمان مانند يك ظرف نيست كه هستى را در آن ريخته باشند و هروقت بخواهند دو مرتبه آن را از ظرف خود بردارند و در ظرف ديگرى قرار دهند. شايد بسيارى از مردم كه نسبت به تحليلهاى عقلى بيگانهاند در مورد زمان و هستى چنين انديشههائى را ملاك داورى خويش قرار دهند؛ ولى تحليلهاى عقلى و فلسفى، اينگونه سادهانديشىهاى عاميانه را سخت مردود مىداند و هرگونه داورى را كه براساس اين نوع انديشه انجام مىپذيرد ياوهسرائى و كجانديشى تلقى مىكند. بنابراين بايد با مسئلۀ زمان و هستى با دقت كامل و هوشيارى تمام روبرو شد و انديشۀ ظرف بودن زمان را براى هستى، بدانگونه كه مقتضاى وهم انسان است، براى هميشه از صحنۀ تفكر بيرون راند. در تاريخ تفكر بشرى بسيارى از مردم، و حتى برخى از بزرگان انديشه، به اينگونه كجانديشىها دچار بودهاند و چنين مىپنداشتهاند كه امتداد زمان در بستر گستردۀ تاريخ همانند ظرف پرگنجايشى است كه همۀ هستىها و حوادث را در آن قرار دادهاند؛ و هرگاه خواسته باشند دو مرتبه آنها را برداشته يا جابجا مىنمايند.
بنابراين زمان هر موجود، مرتبۀ آن است و مرتبۀ هستى به هيچوجه بيرون از هويت هستى نيست؛ بطورى كه هرگونه تصور و جدائى انفكاك بين هستى و مرتبۀ آن مساوى هستى است. به عبارت ديگر مىتوان گفت زمان هستى هر شىء مرتبۀ وجودى آن است و مرتبۀ وجودى يك شىء همانند جامه بر تن نيست كه هرلحظه بتوان آن را تعويض كرد؛ بلكه مرتبۀ وجودى يك شىء چيزى جز حقيقت آن شىء نيست. به اين ترتيب گفته